تبليغاتX
سنندج شهر عشق و دوستی :: سنندج شهر عشق و دوستی
سنندج شهر عشق و دوستی
سنندج شهر عشق و دوستی
به عشق سید علی اصغر زنده ایم
چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388
           به عشق سید علی اصغر زنده ایم
                          سالهای دور و نزدیك در گفت و گو با علاءالدین بابا شهابی
فیض اله پیری:((سيدعلاءالدین بابا شهابی)) نوه پسری مرحوم »سید علی اصغر كردستانی« استاد مسلم آواز و صاحب صدای ماندگار موسیقی كردی است. چهره اش نسبتا شادمان و جوان می نماید،‌اگر چه 66 ساله است. سال 1318 در محله چهارباغ سنندج به دنیا آمد. نسل سوم، میانی و همسالان بابا شهابی او را خوب می شناسند و به یاد دارند. موسیقی و ورزش را توأم از كوچه پس كوچه های چهار باغ به دنیای مدرن امروز آورده و شاگردانی بزرگ دراین عرصه ها تربیت كرده است. »نجم الدین غلامی« و »ارژنگ كامكار« در موسیقی، »بیژن ذوالفقار نسب« مربی سرشناس فوتبال و »كامران نجات الهی« و... همگی در مكتب بابا شهابی تلمذ كرده اند كه هر كدام به رسم شاگردی واستادی هر از چند گاهی از او یاد می كنند.
ذوالفقار نسب چندی پیش درتلویزیون بودن خویش را مدیون این استاد فرهیخته دانست ودر »سوئد« نیز »نجمه« به دیدارش آمد واستاد را دوباره پس از سالهای طولانی ستایش كرد.
بابا شهابی تحصیلات مقدماتی را در سنندج گذراند و سال اول دبیرستان به رادیو سنندج دعوت شد و با مرحوم »حسن كامكار« - پدر كامكارها - همكاری خود را آغاز كرد. خود نخستین بار اثر ارایه و مرحوم كامكار آن را تبدیل به نت و آهنك كرد و بعدها در صدا و سیما اجرا شد.
همزمان دو كار دیگر با نامهای »ساقی سه روی باڵات « را به »ایرج عندلیبی« پسر عموی »جلیل عندلیبی« داد كه به قول خودش »گل كرد« و این آغاز رسمی فعالیت  هنرمندی جوان بود كه در 15 سالگی به موسیقی روی آورده بود.
كار اصلی بابا شهابی ورزش فوتبال بود. اوادبیات فارسی و زبان عربی تدریس می كرد اما انتقال او به تهران و عشق وعلاقه اش به موسیقی والبته آشنایی با هنرمندان بزرگ او را از فوتبال دور و در موسیقی غرق كرد.
حكایت های آن سال و دیدارش باهنرمندان بزرگ را در گفتگویش با سیروان به یاد می آورد. خود می گوید: سال 46 به تهران رفتم. درتهران دوره موسیقی كوتاه گذراندم وبا اركسترهای »مفتاح« و »كردی تهران« همكاری ام آغاز شد. »وطن«، »گل اندام« از اولین كارهایم بود كه براساس ملودی خودم،‌ استاد حسن كامكار آن را ساخت. اما سومین اثرم با عنوان»نامه وێ بۆ چیمه ئاهه نگ و به زم و ره زمی سه ر چنار« مرحوم كامكار خود با ذهن خلاق و هرمندانه اش ساخت. این آهنگ پنج مصراع و به گمانم شعرش مربوط به ماموستا »هه ردی« بود.
‌هنرمند سالهای دور و نزدیك كردستان كه 50 سال است در عرصه موسیقی، ماندگاری صدا را دنبال می كند، به گفته خود تنها پنج یا شش آهنگ را در سنندج ساخته واجرا كرده است. در تهران برای اركستر بزرگ صدا و سیما حدود ، 60 كار زیبا و برای اركستر مفتاح و سنتی نیز بیش از 40 اثر اجرا كرده است. صدای عندلیبی و روح لطیف و دلنوازش د ركاست »پائیز پائیزه« رامی توان احساس كرد،‌آن گونه كه می شود »از باده ی گویا« ی او طلب آرامش نمود.
او البته در این دو اثر كه اولی سال 69 و دومی توسط »ذوالفنون« در سال 71 منتشر شد چند آهنگ فارسی رانیز اجرا كرده اما در سی دی »شنه ی به ر به یان« در لندن و»هاورازی دڵ« برای اركستر بزرگ تهران زیباترین ملودی های كردی را به كام تشنه ی عاشقان هنر می نشاند.
بیژن كامكار چندی پیش در گفت و گو با سیروان از روزگاری سخن گفت كه پدرش برای راه اندازی اركستر موسیقی كردی سرزمین كردها را زیر و رو می كرد، اما بابا شهابی امروز اگر چه به بازاری شدن موسیقی انتقاد دارد كه در همین گفت و گو به آن اشاره می كند، لیكن او از آنچه كه آن را »شكوفایی موسیقی كردی« می نامد، ‌خوشحال است. او محفل آن زمان موسیقی و عصر پدر كامكارها را یادآوری می كند و می گوید: »در آن زمان ماموستا حسن كامكار بود و چند نفر دیگر  كه اركستر رادیو را تشكیل می دادند. تلویزیون هنوز نبود . آقایان »نوروزی« و »رومی« آواز می خواندند. آقای »نوبری« دایی عندلیبی ها قبل از ما آمد. بعد ها ما و »مظهر خالقی« و »جلیل« و ... آمدیم.
* با مظهر خالقی چگونه آشنا شدید؟
- با مظهر خالقی درتهران آشنا شدم. حدود سالهای 46 تا 55 با هم بودیم. من و مظهر نزدیك به یازده سرود به صورت مشترك با هم خوانده ایم كه هیچ كس نمی داند این صدا، صدای دو نفر است. همه فكر می كنند یك نفر آنها را خوانده است. در آرشیو تلویزیون كرماشان موجود بود. الان نمی دانم بر سرش چه آمده است! به نظرم الان قابل پخش نباشد.
بابا شهابی اگر چه سه سال بعد از مرگ سید علی اصغر (پدر بزرگش ‌) به دنیا آمد،‌اما خود می گوید: از او تاثیر پذیرفته، آن گونه كه به عشق او زنده است: »وقتی استاد سید علی اصغر كردستانی فوت كرد من سه سال بعد به دنیا آمدم، بنابراین شناخت تحقیقی و جامع درباره او ندارم. البته ناآشنا نیستم. اما »حمه حمه باقی« شناخت تحقیقی حیات او را دنبال و منتشر كرد. برخی روابط خانوادگی در بین ما بود كه طبیعتا در این كتاب منتشر نشده است.
او می گوید كه در زمان ما خانواده ها حاضر نبودند فرزندانشان را آن گونه كه تبدیل به فرهنگ شود،‌به مكتب موسیقی بفرستند، اما امروز فضا متفاوت و بسیار عالی است.
با این شرایط آینده موسیقی كردی روشن است؛ هر چند كه متاسفانه عده ای موسیقی را فقط با هدف مادی،‌نه با انگیزه خدمت به فرهنگ و هنر كردی دنبال می كنند.
به اعتقاد بابا شهابی اگرچه تعداد هنرمندان نسبت به گذشته افزون گشته است اما تولیدات موسیقی از نظر كیفیت نسبت به گذشته قوی نیست. دلیل آن هم این است كه عده ای موسیقی را از جنبه ی مادی دنبال می كنند. نوازندگان هنرمندان ماقبل از اینكه به فكر تولید موسیقی باشند،‌در فكر بازاریابی هستند. زندگی مادی شده و موسیقی و هنر را هم در بر گرفته است. موسیقی به عنوان كالا فروخته می شود. قبلا موسیقی به خاطر عشق به موسیقی و فرهنگ بود اما امروز به جرات می گویم به خاطر تنگناهای مادی است. البته نباید تقصیر را به گردن خواننده هایی انداخت كه به دنبال پول هستند. فضا این گونه شده است. من هم باور ندارم كه حتی افرادی مثل ما به این راه بروند. البته خدا آن روز را نیاورد.
آنچه كه این هنرمند را تا به امروز نگه داشته تنها عشق به موسیقی است.
این را بارها درمیان گفته هایش بیان می كند. از نگاه او موسیقی روح فرهنگ جامعه است. اگر موسیقی نباشد فرهنگ معنی ندارد. برای اثبات گفته های خود به بابا طاهر استناد می كند:
تن بی عشق را افسردن ولا
هر كه عشقی ندارد، مردن ولا
هركه نیست ثابت در ره عشق
ذره ذره به آتش سوتن ولا
و باز این گونه ادامه می دهد: اگر موسیقی نباشد، اگر عشق نباشد، مردم چگونه روحیه بگیرند؟ جامعه ای كه در آن عشق و هنر و موسیقی نباشد،‌مرده است.
در میان مصاحبه آن گونه كه گویی تنها این دیدارها ست كه آن خاطرات را به یادش می آورد، گاهی در خلسه ای غمگین فرو می رود وباز لبانش همرنگ موهای سپید او می شود. زیر و بم نگاه و احساس او هر كدام روایتی به دنبال دارد: ‌دلیل رفتن من از سنندج انتقال به تهران بود. آنجا ازدواج كردم و همسرم از فامیلان خودم است. یادش به خیر،‌تازه با یوسف زمانی آشنا شده بودم! زندگی ام را مدیون او هستم. روزی مرا صدا كرد و از من خواست كه موسیقی را به صورت جدی تر واصولی دنبال كنم. درآن زمان بزرگان موسیقی ایران در اركسترهای گلها وباربد بودند. »فرهاد فخرالدینی«، »كسروی«، »فریدون ناصری«، »مرتضی حنانه«‌و ... همگی بودند. آ‌شنایی من با هنرمندان باعث حضورم در اركسترهای بزرگ شد. الان سالهاست از آن خاطرات می گذرد. سخن گفتن از این ایام خاطرات خاص خود را برایم زنده می كند.
* نمی خواهی به كردستان برگردی؟
- من البته با این آب و خاك زندگی كرده ام، اگر چه در تهران باشم. سالی حدود دوبار به كردستان می آیم. برادرانم ، خواهرانم و دیگر نزدیكانم اینجاهستند. البته من نمی توانم برای همیشه به كردستان برگردم. فرزندانم در تهران مشغول شده اند. من هم مجبورم بمانم. یكی از فرزندانم دكترای مدیریت را تحصیل می كند و در وزارت معادن و فلزات جایگاهی خوب دارد.
حتی اگر خودم هم بخواهم به ملاقات او بروم، باید از منشی اش اجازه بگیرم!
در آلمان و سوئد و نروژ هم پیشنهاد كردند بمانم، اما من نمی توانم از خانواده ام جدا شوم.
»دكتر ذوالفقارنسب« كه دومین طعم حضور در جام جهانی را به ایران چشاند، هم محله ای و شاگرد استاد بابا شهابی است. آنان فرزندان چهارباغ هستند . هنرمندان امروز نظیر» ارژنگ كامكار« و »نجم الدین غلامی« هنرمندان بزرگ عرصه موسیقی كردی نیز در كلاس درس این استاد حضور داشته اند.
شنیدن ناگفته ها وحضور این هنرمندان در كلاس بابا شهابی جالب است. در این زمان خنده اش می گیرد و می گوید: »نجمه« از همان كودكی صدایی خوش داشت. او البته خیلی زرنگ بود.. دكتر نجات الهی هم شاگرد من بود. او اهل بیجار بود. الان خیلی یادم نیست، اما همه با وفا هستند و معمولا احوال ما را می پرسند.«
هنگامی كه »ناصر رزازی« به عنوان هنرمند رسمی در كردستان فعالیت داشت، »بابا شهابی« در تهران بود. اما خود می گوید به آثار هنری او علاقه مند است.
از میان شاگردان این استاد موسیقی، »ارژنگ« به همراه برادرانش راه پدر را ادامه و گروه موسیقی»‌كامكارها« را به همراه برادرانش تشكیل داد، نجمه، نغمه های ناب می خواند و بیژن در فوتبال مرتضی گشته است.
* استاد، در سالهای اخیر حضور شما در محافل عمومی كمرنگ شده است. مردم منتظر حضور شما هستند. به نظر می رسد شما سكوت كرده ای ، این سكوت را كی می شكنی؟
- من سكوت نكرده ام در تهران فعال هستم. در شورای موسیقی بودم والان هم در اركستر بزرگ در تهران هستم. من بدون دعوت به جایی نمی روم، دوست ندارم. قبلا از سنندج و مهاباد و دیگر شهرهای كردنشین دعوت می شدم. ‌من الان در تهران هستم. گروه كامكارها هم مستقل است و به كسی غیر از خودشان راه نمی دهند. عندلیبی هاهم گروهی مجزا دارند. من هم خودم البته گروه دارم اما بیشتر وقتم را در اركسترها می گذرانم.
از مجموع نزدیك به 200 آهنگ كه بابا شهابی در طول نیم قرن حیات هنری خود را اجرا كرده،‌ بیش از 50 آهنگ را قبل از انقلاب اجرا كرده و به گفته ی خود حتی روی اشعار آهنگهایش خیلی حساس است. در پاسخ به سئوالی مرتبط با این موضوع می گوید:
شعرها را خودم انتخاب می كنم. به نظرم نمی آید كه شعر سبك انتخاب كرده باشم. سعی كرده ام ضمن اینكه كار موسیقی انجام می دهم،‌خدمت فرهنگی هم بكنم. می خواهم مردم همچنانكه »كریم كابان« ، »حمه جزا« ، »علی مردان« و »طاهر توفیق« را می شناسند ، ماموستا »گوران« و »وفایی« و »طاهر بگ« و دیگر شاعران را هم بشناسند. هدفم تنها خودم نیست. هدفم این است كه افراد غیر كرد هم بدانند ما شاعران بزرگی داریم. مولوی كرد با مولانای بلخ تفاوتی ندارد.«
او دوباره از استاد مسلم موسیقی كردی مظهر خالقی، سخن می گوید كه پنج سال پیش در لندن به كنسرتش آمدو در دو روز تمام خاطرات سالهای دور را مرور كردند،‌سپس او را به پدر پزرگش »سید علی اصغر كردستانی« آوازخوان بی نظیر كرد ربط می دهد كه صدای شیشه ای او، آن هنگام كه دختران و زنان بر سر طناب ها لباس آویزان می كردند، بر فراز بلندیهای صلوات آباد، فضا و مردم را روحی تازه می بخشید، صدایی كه به قول بابا شهابی ماندگار است و مانا. آری »صدا، صدا، صدا تنهاست كه می ماند«.
با هر آنچه كه تصور كنی در فضای صدای ناب این هنرمند كرد فرو می رود و آنگاه آهی از دل می كشد و می گوید: همه ما به عشق سید علی اصغر زنده ایم. او تنها متعلق به خانواده ما نیست. سید علی متعلق به تمام كردها و عاشقان هنر است. همانطوری كه ما تعصب او را می كشیم،‌ دیگران هم این گونه اند و به او ادای احترام می كنند. او هنرمندی ابدی و افتخار آمیز برای كردهاست. صدایش هنوز كه بعد از سالها می شنوی،‌خیال می كنی همین دیروز خوانده است.
بابا شهابی خود اینك به همراه فرزندش شاهین و شهرام وآرش در علم و هنر و رزش پای جای پدر نهاده اند و در تهران ساكن اند.
یكی از فرزندان این نواده سید علی اصغر با خانواده »‌خیابانی« های تبریز وصلت كرده است.  بابا شهابی اگر چه سالهاست در تهران زندگی را به سر می برد، اما همچنان در هنر و زندگی اش در پی احیای فولكلور كردی است.
او موسیقی را تا به امروز دنبال كرده و در بهار كوتاه جوانی نیز از فوتبالیستهای سرشناس  كردستان بود كه بعدها در كسوت مربیگری نیز فعالیت كرد.
وی به مدت11 دوره د رمسابقات فوتبال قهرمان وآموزشگاههای كشور شركت داشت و هشت سال مربی تیم باشگاه تاج (استقلال كردستان) بود.
تاج كردستان آن سالها بهترین تیم غرب كشور بود و بعد از تهران، تبریزو اصفهان مقام چهارم كشور را كسب كرده بود. بابا شهابی با افسوس از این قهرمانی ها یاد می كند به گفته او دیگر خبری از آن سالها نیست، آه!
گفت و گوی ما با این هنرمندورزشكار كرد در تازه ترین سفر او به زادگاهش صورت گرفت.

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 10:33
پیروز بایی جه ژنی نه ته وه یی نه وروز
جمعه سی ام اسفند 1387
پیروز بایی جه ژنی نه ته وه یی نه وروز له گه لی کورد له هه ر کوی ئه م جیهانه بن ئه که  م و هیوای سالیکی پر له خوشی و سه ر که و تنتان بو ده خوازم.

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 10:46
داستان بیسکوییت
چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387

داستان بیسکوییت

يك زن جوان در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.

چون هنوز چند ساعت به پروازش باقي مانده بود ، تصميم گرفت براي گذراندن وقت كتابي خريداري كند. او يك بسته بيسكويت نيز خريد.

او بر روي يك صندلي دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن كتاب كرد.

در كنار او يك بسته بيسكويت بود و در كنارش مردي نشسته بود و داشت روزنامه مي خواند.

وقتي كه او نخستين بيسكويت را به دهان گذاشت ، متوجه شد كه مرد هم يك بيسكويت برداشت و خورد. او خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت.

پيش خود فكر كرد: «بهتر است ناراحت نشوم ، شايد اشتباه كرده باشد.»

ولي اين ماجرا تكرار شد. هر بار كه او يك بيسكويت برمي داشت ، آن مرد هم همين كار را مي كرد. اين كار او را حسابي عصباني كرده بود ولي نمي خواست واكنش نشان دهد.

وقتي كه تنها يك بيسكويت باقي مانده بود ، پيش خود فكر كرد:

«حالا ببينم اين مرد بي ادب چه كار خواهد كرد؟»

مرد آخرين بيسكويت را نصف كرد و نصفش را خورد.

اين ديگه خيلي پررويي مي خواست!

او حسابي عصباني شده بود.

در اين هنگام بلندگوي ف;رودگاه اعلام كرد كه زمان سوار شدن به هواپيماست. آن زن كتابش را بست ، چيزهايش را جمع و جور كرد و با نگاه تندي كه به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت.

وقتي داخل هواپيما روي صندلي اش نشست ، دستش را داخل ساكش كرد تا عينكش را داخل ساكش قرار دهد و ناگهان با كمال تعجب ديد كه جعبه بيسكويتش آنجاست ، باز نشده و دست نخورده!

خيلي شرمنده شد!!

از خودش

بدش آمد . . .

يادش رفته بود كه

بيسكويتي كه خريده بود را داخل ساكش گذاشته بود.

آن مرد بيسكويتهايش را با او تقسيم كرده بود ، بدون آنكه عصباني و برآشفته شده باشد

+ نویسنده: سامال ساعت: 18:47
عکس قدیم سنندج
یکشنبه ششم بهمن 1387
+ نویسنده: سامال ساعت: 10:36
مظهر خالقی, شجریان کردستان
یکشنبه پانزدهم دی 1387

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:12
محله قطارچیان
چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387

  

 

  این محله در قسمت جنوب غربی بافت قدیم قرار گرفته که از سوی باختر به خیابان فردوسی و از سوی جنوب به خیابان کشاورز و مردوخ محدود است. محله ی قطارچیان یکی از محله های کهن و بزرگ شهر است که علاوه بر یک مرکز اصلی دارای دو زیر محله دیگر با مراکز فرعی است. از تاسیساتی که در این محله قرار گرفته اند فضای سبز، اماکن مذهبی ، گرمابه، اماکن فرهنگی ، دبستان ، مدرسه ی راهنمایی، و مراکز فعالیت های جدید مانند اماکن ورزشی، اداره ی مخابرات ، هتل و تاسیسات پذیرایی و شعبات بانکها ی گوناگون در خیابان های این محله می توان نام برد. مراکز اصلی و فرعی این محله از پر رونق ترین مراکز در سطح منطقه ی شهری هستند که به راسته بازار مردوخ و بازارچه وکیل معروف و هر کدام دارای خدمات محله ای از جمله قصابی ، بقالی ، نانوایی ، گرمابه ، مسجد، شیرینی پزی، لحاف دوزی، خیاطی، فروشندگی کالاهای روزمره و... هستند.کاخ و عمارت و باغ و و خندق خسرو آباد جنوبی ترین بخش محله ی قطارچیان محسوب می شد که در سال 1354ه. خ که خیابان مردوخ ساخته شد بخش شرقی باغ و خندق خسرو آباد از بین رفت.حد فاصل باغ خسرو آباد تا باغ و عمارت وکیل را زمینهای زراعی و باغ و درخت تشکیل میداد. عمارت وکیل از ساختمانهای دوره ی زندیه است و برابر تاریخ در دوره ی محمد رشید بیگ وکیل در زمان والی مقتدر کردستان خسرو خان بزرگ پی ریزی شده است. این مجموعه در حال حاضر در بخش شمالی خیابان کشاورز واقع است که در گذشته تفرجگاه مردمان کردستان بوده است.

پشت عمارت وکیل میدانچه ای است که به < به ر مال وه کیل > معروف است  شامل قهوه خانه و دکانهای مختلف مسجد قدیمی و زیبای حاج شیخ محمد باقر غیاثی است که دروازه های قدیمی و ساختمان سنتی زیبایی دارد و دارای حیاط پر درختی است.

 

نام قطارچیان

پیش از آباد شدن قطارچیان ، چون د رآن زمان وسیله ی موتوری و خودرو در کار نبود  ناچار برای ترابری یابو، قاطر، استر و الاغ کاربرد داشته اند و بر این مبتا برخی از مردم آن زمان سندج برای آسان شدن ترابری کالا و استفاده از کرایه بار برای   در آمد خودشان هر کدام دارای کمندها و قطارهای قاطر و یابو و الاغ و استر بوده اند . که بیشتر آنها آقا محمد شرف و مرحوم آقا خدا کرم گله دار و منزل مشیر دیوان و محمد پری چان بودند. افزون بر اینها خانه ی بسیاری از اعیان سندج

ویژگیهای محله 

این محله در جنوب غربی بافت قدیم شهر واقع شده و از سوی شمال به میان قلع ، از خاور به خیابان فردوسی ، از جنوب به خیابان کشاورز و از باختر به خیابان اردلان و مردوخ محدود  که مساحت آن 393902 متر مربع است.

 

عناصر عمده ی مستقر در محله


گذر اصلی و بازارچه

مسجد طوبی خانم

گرمابه ی طوباخانم

منزل وکیل

بازارچه ی وکیل

باغ و کیل

مسجد وکیل

مسجد ملا ویسی

منزل غیاثی

گرمابه ی شیشه

گرمابه ی وکیل


افزون بر عناصر گفته شده چند عنصر دیگر بیرون از محدوده ی محله ی قطارچیان قرار گرفته اند که عبارت اند از:

عمارت خسرو آباد

 آرامگاه شیخ محمدباقر

گورستان شیخ محمد باقر

 

محورهای حرکتی محله

تنها محور اصلی محله گذر اصلی مردوخ است که مرکز محله را به سایر محله ها و بازار و مسجد جامع پیوند می دهد. این محله به دلیل گستردگی زیاد دارای دو مرکز فرعی نیز هست که بر روی تپه ای قرار گرفته است. وضعیت تو پو گرافی آن موجب شده است که بیشتر محورهای آن به صورت پله ای با پیروی از شیب زمین باشد که خود رفت و آمد و دسترسی خودروها را به محله با مشکل روبرو کرده است. این مشکل بیشتر در بخشهای شمالی محله که بافت متراکم و کوچه های پرپیچ و خم دارد، محسوس اشت. سایر بخشهای محله دارای بافت نسبتا بازی است.

ارتباط فضایی با محله های همجوار

یکی از ویژگیهای این محله انسجام فضایی – کالبدی آن است، زیرا از خیابان کشی های رضا خانی به دورماند ه است. ارتباطات اجتماعی افراد این محله بر اساس رفت و آمدهای خویشاوندی و دید و بازدید انجام می گیرد.

سلسه مراتب دسترسی از ذره فضا تا کلان فضا ( از واحد مسکونی تا محله ) رعایت شده است، به طوری که از واحد مسکونی به نیم هشتی و از آن به کوچه فرعی و از کوچه فرعی به گذر اصلی متصل و از طریق آن به سایر محلات و بازار شهر مرتبط می شود.

 

عناصر تشکیل دهنده  ی مرکز محله و نحوه ی استقرار آنها

همانطور که پیشتر اشاره شد ، این محله دارای یک مرکز اصلی و دو مرکز فرعی است .مرکز اصلی محله به صورت خطی بر گذر اصلی واقع گردیده است که به راسته بازار قطارچیان معروف است. عناصر محله ای آن شامل مساجد، گرمابه همگانی ، محل فروش کالاهای روزمره ، بقالی ، نجاری، خیاطی ، لحاف دوزی، حلب سازی، نانوایی و سمساری است.

شعاع کارکرد این مرکز به دلیل مرکزیت آن، علاوه بر ساکنین محله، محلات همجوار را نیز در بر می گیرد.محله ی قطارچیان دارای دو مرکز فرعی به نامهای بازارچه ی جلو منزل وکیل السلطان و بازارچه پل ملا ویسی است که اولی به صورت میدانچه جلوی عمارت وکیل السلطان  و وکیل الملک قرار گرفته و از فضای های خدماتی آن می توان به مسجد شیخ محمد باقر، گرمابه وکل و نانوایی و چند بقالی و خرده فروشی اشاره کرد. این بازارچه د رگذشته بسیار آباد و دارای دکانها یی با کالاهای خوب بوده و ارتباطات فضایی آن با مراکز اصلی محله و سایر محلات به وسیله ی سه راه ارتباطی منتهی به میدانچه انجام می گرفت. بازارچه ی پل ملاویسی که مجاور مسجد ملا ویسی در امتداد خیابان نصر خسرو فعلی قرار داشت پیش از ساختن خیابان فردوسی درسطح محله کارکرد داشت و حتی به دلیل واقع شد در حاشیه محله ی قطارچیان به روستایین پیرامون هم خدماتی ارائه می داد .

 

محله های قدیمی بافت سنتی سندج

 

محله ی گیوه کشان- نام محلی ناودومه کان

در زبان کردی سندجی واژه ی( DOM ) دوم به دو طایفه گفته می شود . یکی نوازندگان و عمله طرب و سازندگان ابزار موسیقی

دومی گیوه و کلاش بافان که هر دو یعنی گیوه و کلاش از پاپوشهای بسیار قدیمی کردان بوده  که تفاوت گیوه در این است که زیره ی کلاش از پارچه های کتانی که آنرا نم زده و با مشته یا چرم کوب که در زبان کردی سندج این وسیله را چه رمه کو( CHARMAKO ) یا مشته (MASHTA ) می گویند و وسیله ای آهنی است که قالب مشت است و با آن چرم و زیره کتانی کلاش را که در قطعه های باریک بریده و تاکرده و در کنار هم قرار می دهند و پیش از اینکه به صورت کتابی در کنار هم قرار بدهند و از داخل آنها رشته های چرمی ویژه به نام تیره (TIRA) بگذرانند قطعات پارچه را با همان چرمه کو و بر روی سکوی چوبی که جلو دست دارند می کوبند که کاملا فشرده شود و رویه آنرا به وسیله ی نوعی رشته که به فریت (FRIT) نامزد است می بافند و دور تادور زیره ی کلاش را به وسیله ی تکه فلی آهنی که یک سر آن را کاملا با سنگ که آنرا هه سان (HASAN) می گویند روغن زده و تیز می کنند و در اندازه های مورد نظر می برند و نخ کلفتی را ( که از بوی بز می باشد ) دور تا دور از داخل زیره گذرانده و رویه را به آن می چسبانند و می بافند. کلاش و گیوه پاپوشهای خوبی هستند که بیشتر در فصلهای گرم سال کاربری دارد

این محله از دور میدان انقلاب رو به غرب خیابان امام خمینی در کوچه ی پشت دخانیات فعلی و کوچه ی مسجد دودروازه ملا جلال شروع می شود.

این محله پیش از مرکزیت سندج هم وجود داشته است که محل سکونت عمله طرب و گیوه باغها بوده . بعدها به خاطر اینکه محله ای نزدیک به قله ی حکومتی بوده و افراد نامدار که در در بار والی مشغول به کار بودند در همان محله شروع به عمارت سازی کردند و کم کم این محله دارا ی وجهه و آبرویی شد و صاحبان املاک و ثروتمندان بازاری بعدها به خاطر همسایه بودن با آن افراد عمارتی برای خود ساختند از جمله ای عمارات یکی خانه ی حاجی ملک بود که شخص ثروتمندی بود که اصلا کردستانس نبود و دارای مذهب تشیع بود اما به خاطر ماندگار شدن در طول ده ها سال فرزندان و نوه های آنان سنی مذهب شدند.

از خانه ی حاج ملک به پایین ساختمان بسیار زیبایی با دو حیاط و اطاقها و تالار بسیار گسترده  و حیاط های زیبایی بود که نخستین دبیرستان به نام هدایت درآنجا ساخته شد. که بعدها به دستور وزارت فرهنگ آن زمان دستور نوسازی آن عمارت د دو طبقه شامل کلاسهای بسار صادر شد. که در حال حاضر به دبیرستان جماران موسوم است .از آنجا به پایین بر سر سه راه کوچه مشیر دیوان عمارت بسیار باشکوهی بود که صاحب آن شیرینی پزی بود که به آقای قناد مشهور بود که تا همین اواخر آنجا پا بر جا بود.

از سر سه راهی به سوی کوچه جنوبی در ضلع شمالی خانه های مصباح( فرزند مصباح الدیوان ادب شاعر نامدار کرد که اصلا سقزی بود اما فرزندش در سندج اقامت گزید ) قرار دارد که حیاط بزرگی با حوض سنگی داشت که آب حیاط و حوض های تمام ساختمانهای این محله از آب جاری حیاط به نام < ته ویله> تامین می شد و توسط میراب نامدار آن جا به نام < کافلامه رز> ( همان فرامرز در زبان فارسی) آبها تقسیم می شد.

در قسمت جنوبی سه راه کوچه معرفت عمارت بزرگی با دروازه قدیمی بود که دارای حیاط بزرگ بود که دور تادور آن را اطاقهای برزگی در بر گرفته بود که به نام خانه های دانایی شهرت داشتند. این بخش نیز جز محله ی ناودومه کان یا گیوه کشان محسوب می شود . پایین تر از این خانه قلعه ای وجود دارد که در غرب آن ستاد ارتش وجود داشت که عراده توپ قدیمی با چرخهای آن بر روی پایه های سیمانی قرار داده بودند.مردم قدیمی سندج هنوز آنجا را < ده رمال حکومه تی > می نامند. از آنجا به پایین به رود خانه ای می رسیم که حد فاصل محله ی قطارچیان و مابقی شهر بود که توسط دو پل رومی بزرگ بکی در شرق و دیگری در غرب با هم در ارتباط بودند که پل شرقی را پل ملا ویسی  مینامیدند ( به خاطر نزدیک بودن به مسجد ملا ویسی) و پل غربی را پل امین السلام می نامیدند ( به خاطر نزدیکی به خانه ی ملا عباس امین السلام ) . این پلها بسیار زیبا بودند که به هنگام الگو سازی شهر سندج به زیر خاک رفتند که در حال حاضر بر روی پلها خیابانی به نام کردستان ساخته شده است.

از پل امین السلطان  که به سوی رودخانه می رسیم کوچه ی مهم ( به ردوکانه کان ) خودنمایی می کند . این کوچه راسته  ی بازاری است که در آنجا مغازه های بقالی ، عطاری، خرازی، نانوایی، قهوه خانه و حمام و... وجود داشت .

 

محله ی چهار باغ

این محله که در ضلع شرقی بافت قدیم واقع است ، در گذشته باغی بزرگ و گردشگاه مردم بوده است که بعدها به زیر ساخت رفته و با آمدن روستاییان به شهر این محله تقریبا از ساکنان قدیمی خالی شده است. به طور کلی روابط ساکنان این محله به صورت تلفیقی از مناسبات شهری و روستایی در آمده است.مرکز محله از بین رفته است و در حال حاضر یکی از محلاتی می باشدکه در سطح منطقه و شهر به دلیل وجود خدمات شهری کارکرد دارد.

ویژگیهای محله

این محله در شمال شرقی با فت قدیم واقع شده که از غرب به جور آباد ( پایین ) و از جنوب به محله ی آغازمان محدود است. این محله باغ بسیار گسترده بوده که به دستور خان اردلان اول در سال 1197 ساخته شده است. و به وسیله ی چها رخیابان به صورت چهار باغ درآمده است. مساحت چهار باغ 482686 متر مربع است.

عناصر عمده ی مستقر در محله

از دید معماری و شهر سازی عناصر و شاخصهای با ارزش زیادی در این محله وجود ندارد. اما چند عنصر شاخص در محله می باشد که دارای هویت تاریخی هستند.


تکیه

کرمابه

گورستان تایله

بازارچه

مسجد

آرامگاه و زیارتگاه شیخ عبدالله کوسه


     محورهای مرکزی محله

چهار باغ به دلیل بافت شطرنجی از دید دسترسی و ارتباطات فضایی با سایر محله ها خیلی خوب است و چون نسبت به محلات دیگر تقریبا تازه ساز به شمار می رود دارای بافت باز و گسترده ای می باشد.

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:30
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
+ نویسنده: سامال ساعت: 19:19
تا قه دار
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387
+ نویسنده: سامال ساعت: 19:15
ئاویه ر
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
+ نویسنده: سامال ساعت: 11:5
زنده یاد دکتر علی رخزادی
پنجشنبه دوم اسفند 1386

زنده یاد علی رخزادی در سال 1323 ه.ش در منطقه ی شلیر کردستان عراق دیده به جهان گشود دوران کودکی و نوجوانی را در شهرهای سقز و سنندج سپری کرد از سال 1342 در کسوت معلمی در شهر سنندج مشغول تدریس شد  همزمان با تدریس ، تحصیلات دانشگاهی خود را در مقاطع لیسانس و فوق لیسانس تا اخذ درجه ی دکترا در رشته ی زبان و ادبیات فارسی ادامه داد و بعد ها در دانشگاه های کردستان تدریس نمود استاد قریب به 40 سال از عمر خود را صرف تعلیم و تربیت صد ها دانشجوی  این مرز و بوم نمود . دستاورد سال ها پژوهش و تحقیقات استاد انتشارده ها مقاله و کتاب در حوزه ی زبان و ادبیات کردی یود دکتر رخزادی در 1381 در کنفرانس علمی زبان کردی با رای مستقیم نویسندگان کرد به عنوان عضو پیوسته ی مجمع علمی زبان کردی انتخاب شد وی در سپیده دم 27 اردیبشت 1386در سنندج دار فانی را وداع گفت.

آثار و تأليفات (به زبان كردي)

امثال و حكم‌كردي، سنندج، انتشارات كردستان 1381 (به زبان كردي).

آواشناسي و دستور زبان كردي، تهران، ترفند 1379.

دستور زبان فارسي، ناشر آموزش و پرورش سنندج 1364.

گزيده‌ي صناعات ادبي و نيازهاي سخن در ادب فارسي، ناشر آموزش و پرورش 1366.

نواي شعر فارسي (قافيه و عروض)، نشر ژيار، سنندج 1378.

مطابقت آوايي و دستوري زبان كردي و فارسي، ناشر: مؤلف، سنندج 1383.

مطابقت آوايي و واژگاني زبان كردي (گويش سوراني) با زبان فارسي معيار و پهلوي، ناشر: مؤلف، سنندج 1384.

آموزش زبان كردي سوراني(دستور زبان، گفتگو، لغات كاربردي)، انتشارات كردستان 1386.

ريَزماني كوردي سوراني (آماده‌ي چاپ)

.

مقالات:   

 

      -    صورخیال درشعرمولوی کرد ، کنگره ی بزرگداشت مولوی کرد ، سقز، 1371

      -   شعر بیسارانی از دیدگاه مکتب های ادبی، مقاله و سخنرانی در همایش بزرگداشت بیسارانی ، مریوان ، 1375

-         بررسی سبک شناسی شعر «ناری» شاعر و عارف و صوفی کرد، مقاله و سخنرانی در همایش بزرگداشت ناری، مریوان 1376 .

-         روش های شناخت مسائل فرهنگی، مقاله و سخنرانی در همایش کردستان شناسی دانشگاه کردستان ، 1377.

-         تعهد در ترجمه، مقاله و سخنرانی در همایش بزرگداشت محمد قاضی. دانشگاه کردستان 1377.

-         مراودات فرهنگی و تاثیر آن بر فرهنگ عمومی ، مقاله و سخنرانی در همایش تحولات فرهنگی . دانشگاه کردستان ،1378.

-         شعر تعلیمی صوفیه در ادب فارسی ، گلچرخ ، ش 21، تهران ،1378

-         زبان شناسی ایرانی، مقاله و سخنرانی در نخستین گردهمائی پژوهش های زبان فارسی ، دانشگاه تربیت مدرس ، تهران 1380.

-         جایگاه شعر عرفانی مولوی کرد ، کنگره ی مولوی کرد ، عراق سلیمانیه ،1380.

-         سبک شناسی شعر «قانع» شاعر کُرد ، کنگره قانع شناسی، مریوان ،1380.

-         پژوهش زبان شناسی در تبیین هویت زبان کردی، نخستین کنگره بین المللی بنیاد ایران شناسی ، تهران 1381.

-         نقش میراث فرهنگی اقوام در توسعه تمدن ایرانی ، مقاله و سخنرانی در نخستین گردهمایی دانشگاه های غرب کشور ، دانشگاه رازی ، کرمانشاه 1381.

-         چگونگی آموزش و تدریس زبان کُردی ، سخنرانی در نخستین کنگره ی علمی  زبان کردی ، تهران ، 1381.

-         ضمایر و جایگاه نحوی ضمیر های متصل و شناسه ها  در زبان کردی سورانی و تطبیق آنها با زبان فارسی معیار ،  مجموعه مقالات دومین همایش پژوهش های ادبی ، دانشگاه تربیت مدرس ، تهران، 1382.

-         جایگاه زبان کردی ، در زنجیره زبانهای آریایی ، مقاله و سخنرانی در کنگره ی بین المللی زبان و ادبیات کُردی، ترکیه ، دیاربکر ،1383.

-         نالی و سبک هنری و شعری وی ، کنگره نالی شاعر کرد ، سلیمانیه ، کردستان، 1385.

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 18:24
عکس لباس های سنتی زنان کرد
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386

 

 

 

 

 

 

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نویسنده: سامال ساعت: 10:29
تاریخ کرد
یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386

 

 

 

کردها یکی از اقوام ساکن خاورمیانه‌ هستند که در غرب آسیا و در بخش غربی فلات ایران زندگی می‌کنند. کردها به زبان‌ کردی، از شاخه غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند.

 

کردستان نام یکی از ایالات ایران بوده است. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

امپراتوری عثمانی سالها چون ابرنیرویی بر گوشه‌ای از جهان دربرگیرندهء سرزمینهای عربی،آسیای صغیر؛ بالکان فرمان ‌راندند تا اینکه با پایان جنگ جهانی اول و نابودی امپراتوری عثمانی متصرفات آن: (کردستان عثمانی)، سرزمینهای عربی، آسیای صغیر و بالکان تدريجا مستقل گرديدند.

 

(کردستان عثمانی)، در نقشهٔ جغرافیای امروزی در سه کشور ترکیه، عراق، و سوریه قرار می‌گیرد. (البته در این کشورها هم همه نواحی «کردی» کاملاً کردنشین نیستند و اقوام غیرکرد هم در آن سرزمین‌ها سکونت دارند.

 

بیشتر تاریخ شناسان پر آوازه براین باورند که، کردهای امروز نوادگان مادهای دیروزند.«اگر کردها نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟» (مینورسکی ۱۹۷۳)

 

بسیاری از پژوهشگران، از جمله «تئودور نولدکه» خاورشناس بزرگ آلمانی، معتقدند که اگر روزی زبان مادی درست شناخته شود، بدون شک خویشاوندی بسیار نزدیکی با زبان پارسی باستان خواهد داشت، به نظر برخی از دانشمندان قبایل ماد و قبایل پارس همزبان بوده و هر دو به یک گویش سخن میگفته اند. ولی تاکنون متاسفانه از مادها حتی یک اثر مستند در دست نیست.

 

در حال حاضر چنین فرض می‌شود که کردها بخش اصلی بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند و به زبان کردی، مربوط به شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی سخن می‌گویند. این نکته که که زبان کردی بازماندهٔ زبان ماد است، و التزاما کردهای امروزی هم استمراری از مادهای باستان هستند، تا زمانی که زبان مادی بدرستی شناخته نشده، کماکان یک فرضیه باقی می‌ماند.

 

در کتیبه‌های سومری ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد از کشوری به نام «کاردا» نام برده شده‌است. این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی راه را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گوتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. [1]

 

منطقه امروزی کردستان عراق در دوران باستان بخش اصلی امپراتوری آشور را تشکیل می‌داد. آشور بانیپال در سال 633 پ م در گذشت. شاه ماد در حمایت از بابل به آشور اعلان جنگ داد. هوخشتره در سال 614 پ م از کوه های زاگروس گذشت و ضمن تسخیر آبادی های آشوری سر راه، شهر اشور پایتخت دولت آشور را در محاصره گرفت. پس از سقوط شهر آشور، نبوپلسر پادشاه بابل به دیدار هوخشتره آمد و در آنجا پیمان دوستی ایران و بابل تجدید شد. در سال 613 پ م شاه آشور در نینوا بود و این شهر نیز در سال 612 پ م تسخیر شد. نبوپلسر رهبر بابلی‌ها به همکاری با ماد روی اورد.

 

کردها بخشی از بازماندگان اقوام بومی خاورمیانه‌ و مادها هستند. مادها پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبیان (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کردند و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل دادند.

 

در دوره‌های بعدی این منطقه بخشی از امپراتوری‌های هخامنشی، سلوکی، اشکانی و ساسانی گشت.

 

بنا بر نوشته‌های تاریخ نویسان و جغرافی دانان مسلمان، از قبیل بلاذري، طبری و ابن اثیر قبایلی که بعداً به نام کرد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و کرانه‌های شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند.

 

بر طبق برخی منابع فارسی که‌ تعریفی سنتی از این واژه‌ می‌دهند آنها گروهی از گوردها یا گردان به معنی پهلوان و قوی هیکل یا جنگجوی بی باک بودند و نام گرد در شاهنامه هم از همین خانواده‌است گرد بعدها در زبانها برای راحتی تلفظ و یا در زبان عربی به کرد تبدیل شده‌است. کورد همچنین می‌تواند به معنی پسر تعبیر شود.

 

به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی، قدیمی‌ترین قبایل کرد باجناوی‌ها و بوتی‌ها هستند که این نام‌ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر آنها نهاده شده‌است.

 

تا دوره‌ای نه چندان دور مردمی که به زبان کردی کرمانجی (زبان اکثر کردها) سخن می‌گویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج می‌نامیدند و نام کرد در میان ایشان چندان رواج نداشت.

 

مردمی که به زبان زازا صحبت می‌کنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دسته‌اند برخی خود را کرد معرفی می‌کنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرف‌الدین بدلیسی حدود کردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می‌کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کردها یکی می‌شمارد.

 

تمام کردستان تا سال ۱۵۱۴ میلادی یکی از ایالات ایران بود. در جنگ چالدران که بین نیروهای شاه اسماعیل اول صفوی و سلطان سلیم اول عثمانی در سال ۱۵۱۴ میلادی انجام گرفت بر اثر شکست ایران، بخشی از کردستان از ایران جدا شد و نصیب عثمانی ‌گردید (کردستان عثمانی).

 

برخی هم مانند مصطفی بارزانی با اعلام این نظر كه «هركجا

 

كرد زندگی میكند، آن جا ایران است» همواره بر پیوند ناگسستنی تاریخی و نژادی كردها با دیگر ایرانیان تاكید داشت

 

جمعیت و پراکندگی

 

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی هستند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 35 میلیون نفر در سال ۲۰۰۳ در منطقه ای به وسعت ۱۹۰۰۰۰ کیلو متر مربع است. برخی جمعیت و مساحت آن را ۳۰ میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² ۵۴۳ ۹۶۵) تخمین می‌زنند.

 

ناحیه زیست کردزبانها عمدتاً کوهستانی است که از شرق به وسیله دامنه‌های شرقی کوه‌های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی می‌شود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می‌یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی ازلرستان و کرکوک به موصل ختم می‌شود. از شمال به طرف ماردین، ویران‌شهر و اورفه امتداد یافته، آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات می‌رود تا به کمالیه میرسد. در قسمت‌های شمالی کردستان محدود به کوهستانهای مرگان‌داغ و هارال‌داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد می یابد. البته در تمام مناطق ذکر شده بسیاری اقوام غیر کردزبان نیز زندگی می کنند.

 

مناطق کردزبان اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره‌های وسیع و حاصلخیزی نیز است. کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می‌شود. چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب‌های مادی بوده‌اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کرد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه‌های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده‌است که با امپراتوری‌های جلگه‌ها یعنی امپراتوری‌های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می‌داده‌اند.

 

کردی که اکثر کردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می‌کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می‌رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس می‌شود خود به دو بخش تقسیم می‌شود:

 

کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی

کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی

کرمانجی شمالی گویش کردهای شمال خراسان، ناحیه مرزی ایران و ترکیه,روستاهای تکاب وشاهیندژ، آناتولی شرقی و شمال عراق است. از لحاظ جمعیتی اکثر کردها با یکی از دو لهجه فوق صحبت می‌کنند. گویش‌ زازا که در قسمت کوچکی از کردستان ترکیه بدان تکلم می‌شود.

 

گویش‌های اورامی، ایلامی، کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) در کردستان ایران تکلم می‌شوند

 

دین و مذهب

 

از لحاظ مذهبی اکثریت کردها مسلمان (و پیرو اهل‌سنت) هستند. در استان‌های کرمانشاهان، ایلام و بخش اعظم لرستان ایران نیز جمعیت قابل ملاحظه‌ کرد شیعه‌ زندگی می‌کنند. البته در بین کردها نزدیک به ۵۰ هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به یارسانیا سلسله اهل حق معروفند در بین کردها هستند. بقیه‌ کردها مسیحی یا یهودی هستند.

 

نواحی کردنشین ایران جزو نواحی نسبتاً محروم این کشور است. در پی جنگ بین سازمان (کومله و حزب دموکرات کردستان ایران) و حکومت ایران در فاصله سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۳، حکومت ایران تاکنون بر قسمت‌های کردنشین این کشور مسلط بوده‌است. نواحی کردنشین ایران شامل نیمه غربی استان آذربایجان غربی و همچنین استان‌های کردستان، کرمانشاه، ایلام و بخش‌هایی از لرستان است. این بخش‌های لرستان شامل شهرهای کوهدشت، نورآباد، الشتر، زاغه و چغلوندی است. در قسمت‌هایی از استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که (بخشی از) مردم در آن مناطق به زبان کرمانجی صحبت می‌کنند که‌ از این میان می‌توان به‌ مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره‌ نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ زمان نادرشاه افشار از منطقه ترکیه کنونی به این نواحی برای محافظت از قلمرو نادرشاه کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند

 

تدریس زبان کردی در مدارس دولتی بلامانع است و‌ طبق قانون اساسی ایران تدریس ادبیات زبان‌های قومی از جمله زبان کردی در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است (اصول پانزدهم و نوزدهم) ولی در عمل تا امروز انجام نیافته‌است (البته عملی شدن این بستگی به خود مردم محلی دارد، و نه سازماندهی دولت مرکزی، چون زبان رسمی ایران فقط زبان فارسی است، ولی هیچ قانونی اقوام مختلف ایران را از تعلیم و گسترش زبان بومی‌شان بازنمی‌دارد). همچنین در ایران تأسیس و انتشار رسانه‌های همگانی به زبان‌ها و یا گویش‌های منطقه‌ای کاملاً آزاد است

 

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 11:52
قطب تئاتر ایران دکتر قطب الدین صادقی
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386

استاد دانشگاه / کارگردان / بازیگر / نمایشنامه نویس / مترجم / ... / متولد :سنندج-۱۳۳۱هـ.ش.۱۹۵۲م-دكتراي هنرهاي نمايشي، دانشگاه سوربن پاريس. 1364 هـ. ش

kaya /حدودا سال ۱۳۷۸ در یادواره حلبچه ی مریوان برای بار نخست ایشان را دیدم . تنها منتقد و داور آثار.جوی بسیار دوستانه درسالن فرهنگسرا نتیجه سخنرانی هایش بود . نمی دانم چرا این فکر کودکانه بسراغم آمد که نباید آدم مهمی باشد . شاید بخاطر آنکه صمیمی بود و یا شاید بخاطر حضورش در مریوان . مدتی گذشت سریالی در تلویزیون پخش می شد که بخاطر تاریخی بودنش نگاه می کردم . کیف انگلیسی ساخته سیدضیاءالدین دری ، اسم یکی از بازیگران قطب الدین صادقی بود ... برای تحصیلاتم به تهران آمده بودم و این بار جلوی دانشگاه تهران دیدمشان با ظاهری متفاوت ..... بارها و بارها در روزنامه ها می دیدم که اشاره ای بنام او می شد و امروز که می خواهم از او بنویسم سراغ سایتی می گشتم تا مطلب کاملی بیابم ولی .... نبود . نه سایتی از خود استاد و نه وبلاگی . سایتی نبود که استاد را کامل معرفی کرده باشد . آثار و فعالیت های ایشان را ببینید و بگویید آیا شایسته است اینگونه تقدیر شود؟!

انستیتو فرهنگی کردستان-تهران/

- استاد دانشكده‌هاي هنرهاي زيبا، نياوران، ميراث فرهنگي، جهاد، سوره و هنر و معماري تهران

- عضو كميسيون تخصصي رشته نمايش در وزارت آموزش و پرورش، سازمان برنامه‌ريزي درسي و تأليف كتب درسي در دفتر برنامه‌ريزي و تأليف آموزش‌هاي فني- حرفه‌اي و كار و دانش

- عضو شوراي ارزشيابي هنرمندان تئاتر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي (از 1380 تا 1385)

- نماينده‌ي منتخب اولين انتخابات جامعه تئاتر ايران

- رييس هيئت مديره‌ي انستيتوي بين‌المللي تئاتر (iti) مركز ملي تئاتر ايران

- عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي در كميته‌ي واژه‌گزيني هنر تئاتر

- عضو فرهنگستان هنر

- مدير مجموعه‌ي صدجلدي «تئاتر امروز جهان» در انتشارات قطره

- عضو افتخاري مجمع علمي زبان كردي- ايران

 

آثار (نمايش نامه)

- پرونده‌ي باغ آتش، نشر قطره، تهران، 1363.

- صداي يك دوست، نشر قطره، تهران، 1366.

- سي‌مرغ، سيمرغ، نشر قطره، تهران، 1369.

- مرد فرزانه، ببر ديوانه، نشر صنوبر، تهران، 1371.

- هفت خوان رستم، نشر قطره، تهران، 1372.

- مويه جم، نشر قطره، تهران، 1373.

- مبارك نگهبان كوچك، نشر صنوبر، تهران، 1374.

- دوران بيگناهي، نشر الست فردا، تهران، 1375 (به زبان كردي).

- زنان صبرا، مردان شتيلا، نشر الست فردا، تهران، 1376.

- خط عشق، نشر الست فردا، تهران، 1378.

- هفت قبيله گمشده، نشر خورشيد آفرين، تهران، 1379.

- سحوري، نشر خورشيد آفرين، تهران، 1380.

- افشين و بودلف هر دو مرده‌اند، نشر قطره، 1381.

- دخمه شيرين، نشر قطره، 1383.

و نگارش 28 نمايشنامه و فيلمنامه ديگر (زير چاپ)

 

مقالات علمي پژوهشي :

- مدخلي بر نمايش آييني،

- تئاتر مقاومت و نسبت آن به تئاتر سياسي،

- چگونه آثار ادبي كهن را نمايشي كنيم،

- ساختمان تماشاخانه و بحران آن در تئاتر معاصر،

- ديالوگ در تعزيه از نقطه‌نظر درام‌شناسي،

- ارزش موسيقي و عملكرد آن در نمايش،

- اقتصاد تئاتر ايران،

- كارگرداني در تئاتر،

- ملودرام، ژانر تحميلي،

- بقال بازي، تقليدي از دوران فئودالي

 

مقالات انتقادي :

(منتشر شده در مجلات آدينه، هنرهاي نمايشي و گردون و ...)

- تئاتر غم‌انگيز كودكان در ايران

- آخر كدام بازي؟

- يرما آري، لوركانه

- تولد خوشبيني يا خوش‌بيني تولد

- جهان نجات‌پذير دور نمات شكاك

- واي به حال كسي كه دل به دو جا دارد!

- تئاتر هول‌آور دوره‌ي گذار

- ستيز دانش و زور

- شرم و تنفر تئاتر جوان

- هنر خود بودن

و ...

 

آثار ترجمه‌اي (نمايش‌نامه)

- نبرد، هاينر موللر، زير چاپ،

- سربازان، خوزه‌ ري‌يس، زير چاپ،

- جنگ در طبقه سوم، پاول كوهوت، زير چاپ،

- در انتظار لفتی، كليفورد اودتس، زير چاپ،

- سرود مترسك پرتقالي، پيتر وايس، زير چاپ،

- آژاكس، سوفوكل، زير چاپ،

- جنون زن نفرين شده، آمده لائو، زير چاپ،

- هفت تن عليه تب، اشيل، نشر خانه سبز.

- ليرشاه و دختران، برداشتي از شكسپير، زير چاپ،

- قابيل، فردريش كوفكا، زير چاپ،

- مرگ دانتون، گئورك بوخنر، زير چاپ،

- معمار و امپراطور آشور، فرناندو آرابل، زير چاپ،

- پينگ‌پنگ، آرتور آدامف، زير چاپ،

- عادل‌ها، آلبر كامو، زير چاپ،

- آهنگ‌هاي درخواستي، كسافر كروتس، زير چاپ،

- مده‌آ، هاينر موللر، زير چاپ،

- بيان بدني، بازيگر، هنري وسو، كلود شالاگيه، نشر قطره، چاپ دوم 1384

 

 و كارگرداني 38 نمايش‌نامه صحنه‌اي، 4 نمايش تلويزيوني، كارگرداني 7 فيلم كوتاه، بازيگري در 2 فيلم سينمايي و 5 سريال تلويزيوني.

و

- داور ده‌ها جشنواره‌ي منطقه‌اي و كشوري در ايران.

- سخنراني در جشن كتابخواني كوي دانشگاه سوربن، 1385 (فرانسه)

- سخنراني در جشنواره‌ي جهاني نمايش عروسكي آتن، 1374 (يوناني)

- سخنراني در جشنواره‌ي جهاني تئاتر سايه، لاريسا، 1376 (يوناني)

- اجراي نمايش فرهنگ كردي در جشنواره‌ي جهاني هنرهاي مردمي، كفلادا، 1377 (يوناني)

- اجراي نمايش فرهنگ كردي در جشنواره‌ي جهاني هنرهاي مردمي، جيت‌سين، مينيسك، 1378، (بلاروس)

- شركت در جشنواره‌ي فيلم كردي برلين با فيلم «آهسته گام بردار» (آلمان)

- سخنراني در جشنواره‌ي تئاتر آموزشي بمبئي، 1383 (هندوستان)

- سخنراني در دانشكده‌ي ادبيات دانشگاه پونا، 1383 (هندوستان)

- داور و سخنران در جشنواره‌ي جهاني نمايش عروسكي «چورپا» 1375، (ايتاليا)

- اجراي نمايش دوران بي‌گناهي در هولير، 1379 (كردستان عراق)

- اجراي نمايش قابيل در سليماني، 1384 (كردستان عراق)

ایران تئـاتر / کارگرداني نمايش”آژاکس“نوشته”سوفکل“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1366
کارگرداني نمايش”مده“نوشته”ژان آنوي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1367
کارگرداني نمايش”آرش“نوشته”بهرام بيضايي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1368
کارگرداني نمايش”سي‌مرغ، سيمرغ“(برداشتي از منطق‌الطير عطار)؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1369
کارگرداني نمايش”هملت“نوشته”ويليام شکسپير“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1370
کارگرداني نمايش”نيرنگ‌هاي اسکاپن“نوشته”مولير“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1371
نگارش و کارگرداني نمايش”مرد فرزانه، مرد ديوانه“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1372
کارگرداني نمايش”بهرام چوبينه“نوشته”سيامک تقي‌پور“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1373
نگارش و کارگرداني نمايش”مويه جم“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”هفت خوان رستم“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”مبارک نگهبان کوچک“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1374
نگارش و کارگرداني نمايش”دوران بي‌گناهي“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1375
نگارش و کارگرداني نمايش”زنان صبرا و مردان شتيلا“؛ تهران، تالار وحدت؛ 1376
نگارش و کارگرداني نمايش”پيکره‌هاي بازيافته“؛ تهران، ؟؟؛ 1377
نگارش و کارگرداني نمايش”خط عشق“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1379
نگارش و کارگرداني نمايش”هفت قبيله عشق“؛ تهران، تئاترشهر، تالار چهارسو؛ 1379
کارگرداني نمايش”قابيل“نوشته”فريدريش کوفکا“؛ تهران، تئاترشهر، تالار نو؛ 1381
کارگرداني نمايش”سرود مترسک پرتقالي“نوشته”پيتر وايس“؛ تهران، تالار مولوي؛ 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”افشين و بودلف هر دو مرده‌اند“؛ تهران، تئاترشهر، تالار اصلي؛ 1382 - 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”سحوري“؛ تهران، تئاترشهر، تالار سايه؛ 1381
نگارش و کارگرداني نمايش”پرومته در زنجير“؛ تهران، حوزه هنري، تالار هنر؛ 1382

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:52
روزهای برفی سنندج
دوشنبه پانزدهم بهمن 1386

 

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نویسنده: سامال ساعت: 17:33
بختیار سجادی عقاب زبان و ابیات کردستان
دوشنبه هشتم بهمن 1386

 

سجادي، بختيار

 

تولد (1355 ه‍.ش/ 1976)

استاد زبان و ادبيات انگليسي دانشگاه كردستان (سنندج)

عضو مجمع علمي زبان كردي – ايران

موبايل: 00989183715801 /(بريتانيا) 00447864796284

پيام‌گير: 00441392254452

sbs201 @ Exeter.ac.uk , ssajjadi@uok.ac.ir

مدارك تحصيلي:

كارشناس زبان و ادبيات زبان انگليسي از دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، 1377-1373.

كارشناس ارشد زبان و ادبيات انگليسي از دانشگاه تهران 1379-1377.

دكتراي فلسفه از دانشگاه پونا در هندوستان 1385-1382.

دانشجوي دكتراي زبان و ادبيات انگليسي از دانشگاه اسكس بريتانيا.

آثار (تأليف و ترجمه‌به زبان كردي):

فرهنگ اصطلاحات ادبي(كردي – انگليسي، انگليسي – كردي)، سليمانيه، دستگاه چاپ و نشر سردم. 2001 با همكاري محمد محمودي،

 درباره‌ي ديالكتيك و روشنگري، فرهاد مرادپور (فارسي به كردي)، سليمانيه، دستگاه چاپ و نشر سردم، 2001

انتخاب و ترجمه شعر سده‌ي بيستم بريتانيا (از انگليسي به كردي) هولير، دستگاه چاپ و نشر آراس 2003 با همكاري اميد ورزنده، ج اول.

ادب، نقد ادبي، نظريه‌ي ادبي، جلد اول، هولير، دستگاه آراس 2004، با همكاري محمد محمودي.

طرح پارادايم توسعه فرهنگي، هولير، دستگاه آراس 2004.

كليات تاريخ ادبيات كردي (تا اوايل جنگ جهاني اول) سنندج، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان كردستان و دانشگاه كردستان 1385.

مقالات:

مراحل نقد متن ادبي، سروه، ش 156، ص 25-20  1378.

بررسي چند اصطلاح نقد ادبي معاصر، آوينه، ش 43، 1378.

نقد رمان خشم و هياهو، اثر ويليام فاكنر، ده‌ق، ش 1، 1379ص 146-131،

نقد شعر اگر تا اسب، از رضا عليپور، ده‌ق، ش 1، 1379.

روان‌شناسي، سورئاليسم، زبان‌شناسي زايشي،بی نقصی ادب پست مدرن ، برهم، ش 1، 48-34، 1380.

حاج قادر كويي منتقد سنتي و تعامل او با نقد ادبي، ده‌ق، ش 2، 1380.

سوژه‌ي كردي و انواع‌ پدر در رمان حياط و سگهاي پدرم اثر شيرزاد حسن، ده‌ق،

 ش 2، 177-151، 1380.

نقد و محور ادبي نوماركسيستي، رامان، ش 49.

فرماليزم و نقد جديد، آينده، ش 49.

نظريه‌ي ساختارشكني در نقد معاصر، سروه، ش 160، 161.

مقدمه‌اي بر اصطلاح‌شناسي و اصطلاح‌سازي، مهاباد، ش 24.

ديالكتيك ميخاييل باختين: سه اصل واژه، تغيير و تحول جامعه وتوسعه‌ي زبان، زمانه‌وان، ش 3، 1385.

 

مقالات ترجمه‌اي (به زبان كردي):

نمايش‌نامه در يونان و روم باستان، مارتين دي، (ترجمه‌ از انگليس به كردي) هيما ش 1، 1379.

نمايش نامه در قرون وسطا،  مارتين دي، ( ترجمه از انگليس به كردي)هيما ش 2، 1380.

نقد ادبي بعد از بارت، دكتر قويمي و دكتر خطاط، ترجمه از فرانسه، سردم، ش 4.

مي‌خواهم بدانم چرا: شرود اندرسون، (ترجمه از انگليسي به كردي، سروه، ش 178 ص 29-38  1381.

بررسي دورمان كردي، دكتر هاشم احمدزاده، زريبار، ش 5-6  1384 (ترجمه از انگليس)

تئوري و نقد پسامستعمراتي، نوشته‌ي هانس برتنس، ترجمه از انگليس، زريبار، ش4، 1384

پيدايش رمان كردي، نوشته‌ي دكتر هاشم احمدزاده، ترجمه از انگليسی ، نويسا، ش3، 98-71،پاييز.

تئوري‌هاي ناسيوناليسم، نوشته‌ي آنتوني اسميت، ترجمه از انگليسی، نويسا، ش2، 35-5، تابستان.

پاراديمهاي ناسيوناليسم، نوشته‌ي آنتوني اسميت، ترجمه‌ از انگليسی، نويسا، ش1، 217، 195 بهار.

نقد عقلاني نوشته‌ي... ترجمه از انگليسي، كتاب كردستان، ش1، ص 22-9،  1382.

فرد و نوع در ادب و فلسفه از افلاطون تابيكت، نوشته‌ي دكتر ضياي موحد، ترجمه از فارس، سروه.

 

سمينار

سمينار درباره‌ي تاريخ ادبيات كردي1 كانون ادبيات كردي دانشگاه شهيد بهشتي، تهران، پاييز  1379.

سمينار درباره‌ي تاريخ ادبيات كردي معاصر، انجمن ادبي دانشگاه علم و صنعت، تهران، پاييز 1379.

نظريات روان‌شناسي و ساختارشكني در نقد ادبي معاصر، انجمن ادبي انگليسي، بخش زبان و ادبيات انگليسي دانشگاه كردستان، سنندج، بهمن 1379.

نظريات و رويكردهاي جديد در خواندن ادبيات، انجمن ادبي انگليسي، بخش زبان وادبيات انگليسي، دانشگاه كردستان، سنندج آذر 1379.

آغاز تاريخ ادبيات كردي، مركز شعر و ادبيات دانشگاه كردستان، سنندج مهر 1381.

روشنفكر و عقلانيت، انجمن ادبي كردستان، سالن كتاب‌خانه مركزي سنندج، مرداد 1381.

خوانش منتقدانه براي روشنفكر معاصركرد، سالن ديالوگ، سليمانيه 2002.

پروژه‌ي پاراديگماتيك جهت توسعه‌ي فرهنگي، مركز روشنفكري كاوه، هولير 2003.

 

كنفرانس:

ويژگي‌ها و خصلت‌هاي عاشقانه در شعر مولوي، كنفرانس مولوي، سليمانيه 2000 (ترجمه‌شده به عربي اتحاد، 305).

سبك‌شناسي ادبيات گوران (از سده‌ي يازده تا اواخر قرن سيزدهم) كنفرانس هورامان‌شناسي، سنندج، تير 1379.

نقد داستان‌هاي منتخب كردي، دومين فستيوال داستان‌هاي كردستان ايران، هيئت روشنفكري بانه 1379.

نقد ادبي در ادبيات معاصر كردي، نخستين نشست بررسي ادبيات معاصر كردي، دانشكده ادبيات دانشگاه فردوسي مشهد، سروه 157، دي 1379.

زيباشناسي كلاسيك و خوانش شعر نالي، كنفرانس علمي، بررسي شعر نالي، انجمن ادبي سقز، تير 1380 (متن، 2).

جايگاه زبان در ميان سوژه‌ي ساختارگرا و سوژه‌ي عقلانيت كردي، انجمن علمي زبان كردي، انستيتو فرهنگي كردستان و انجمن ادبي تهران، زمانه‌وان2، 1381.

قالب شعر نو از ديدگاه سواره ايلخاني‌زاده، دانشگاه كردستان، سنندج، آبان 1381.

كنفرانس نقد ادبي، وگسست ميان نقد سنتي و مدرن كردي، مركز پخش صلاح‌الدين ايوبي، اشنويه، 1381.

مقدمه‌اي برمعادله‌ي ميان انفال و خوانش انفال در زبان كردي، مركز پخش هژان، دانشگاه كردستان، سنندج، 1382.

مقدمه‌اي بر پيوند ميان زبان وضمير و شناخت كردي، كنفرانس زبان كردي، مركز كازيوه، دانشگاه تهران، 1383.

يادداشت روزنامه‌اي:

مكاتب ادبي در ادبيات كردي تا سال 1970، ش5 (مقدمه‌اي بركلاسيسم، رومانتيسم، رئاليسم، سمبوليسم، سيروان)، سال 2 و 3، 1370، 11 و22 تا خرداد 1378.

نقد ادبيات معاصر، شماره 10 (لوكاچ، باختين، رولان بارت، دريدا، فوكو، ياكوسن، لاكان، ريموند ويليامز، لويي آلتوسر)، سيروان، سال 3، تابستان و زمستان 1378.

ترجمه‌ي شعر آفتاب،در خوني كه خود ريخته‌ غرق شده اثر بودلر از فرانسه، سيروان، سال 4، 1379.

نقد مجموعه داستان خنده‌ي گدا، نوشته‌ي حسن قزلچي از ديدگاه لوكاچي، سيروان سال 4، 1379.

نقد شعر نارنجي بودن طلوعستان، نوشته‌ي رضا عليپور، از ديدگاه باختين، سيروان، سال 4، 1379.

نقد چند شعر پيرمرد از ديدگاه بارتي، سيروان سال 4، 1379.

خوانش كتاب (ايران قبل از سرمايه‌داري)، نوشته‌ي دكتر عباس ولي، ش 2، سيروان، سال 5، 1380.

فرماليسم، آبيدر، سال 5، 1379.

ارتباط ميان نقد اسطوره‌اي و موضوعات نقد ادبي، آبيدر، سال 6، 1380.

اخلاق‌شناسي پست مدرن، نوشته‌ي مريوان ورياقانع، ترجمه‌ از كردي، آبيدر، سال 6، 1380.

انقلاب پسا ساختارگرايانه، نوشته‌ي هانس برتنس، ترجمه از انگليس، آشتي سال 1، 1384.

سوژه‌ي كردي و مسئله‌ي‌تعاريف متفاوت و متناقص....... ش 2، آسو 1384.

نگاهي ديگر بر ميخائيل باختين، آشتي، ش 7، سال1، 1384.

انتظار تولد روزنامه كردي، آشتي، ش 3، سال 1، 1383.

ديدگاه بنيادگرايان ديني، آشتي، ش 1، سال 1، 1383.

مكاتب نقد ادبي معاصر، ش 6 (نقد جديد انگليسي، نقد جديد آمريكايي، پست فرماليسم)، آسو، 1382.

مكاتب ادبي معاصر، ش 4 (مقدمه، نقد كلاسيك، فرماليسم روسي)، روزنامه‌ي جام جم، سال 1، 1381.

 

آثار زير چاپ:

از رمان تا ملت، نوشته‌ي دكتر هاشم احمدزاده، (ترجمه از انگليسي به فارسي).

ميخائيل باختين، سوداي گفتگو، خنده آزادي، نوشته‌ي ميخائيل باختين، (ترجمه‌ از فارسي به كردي).

 

آثار پژوهشي:

جلد دوم فرهنگ تحليلي اصطلاحات ادبي.

مقدمه‌اي بر تاريخ ادبيات كردي.

ناخود آگاه، زبان، ايده‌لوژي..... . مقدمه‌اي تئوريك جهت خوانش هويت سوژه‌ي كردي

+ نویسنده: سامال ساعت: 17:52
چوار كورتیله شیعر
یکشنبه سی ام دی 1386
كه شه‌فه‌ق بوو

كه شه‌فه‌ق بوو
به‌رله‌وه‌ی تیشكی هه‌تاو
بكێشێته ‌لوتكه‌ی چیا
من تیرۆژی هۆنراوه‌ی خۆم
ده‌چرپێنمه
گوێچكه‌ی گه‌ڵا
* * *

هۆنراوه

وا هه‌ست ده‌كه‌م
نووسراوه‌ی نووسه‌ر
خۆراكه،
نووسه‌ر نه‌بێ
خوێنه‌ریش له‌برسا
ده‌مرێ...!
* * *

شیعر

من دڵنیام
هه‌تاو و مانگ
دوو ئاشقن،
ئه‌ستێره‌كان
هه‌ست و نه‌ست و
وشه‌ی شیعرن...!
* * *

خه‌م

ڕاسته ئاگر
تینی گه‌رم و سووتێنه‌ره،
به‌ڵام خه‌میش
كووره‌ئاسا
دڵ و جه‌سته ده‌سووتێنێ
خوله‌ك...
خوله‌ك...
مێشكی مرۆڤ ده‌ڕووخێنێ...!

عارف عه‌زیزی 2006.06.22
* * *

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:10
بیـا ای دل از اینجـا پر بگیریم
سه شنبه بیست و پنجم دی 1386

                            بیـا ای دل از اینجـا پر بگیریم  .............

 

                                                     

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:20
چهارشنبه دوازدهم دی 1386
ئاماژه‌: "جه‌لال مه‌له‌كشا" شاعیرو نووسه‌ری به‌ناوبانگ بۆ ئێوه‌ی خوێنه‌ر ناوێكی ئاشنا و سیمایه‌كی ناسراوه‌. ناوبراو بۆخۆی له‌ بواری فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بیاتی‌كوردیدا خاوه‌ن ئه‌زموون، رۆڵ و مێژووێكی تایبه‌ته‌. له‌ماوه‌ی ته‌مه‌نی خۆیدا ئه‌گه‌رچی  سه‌ره‌ڕاى ئه‌وه‌یكه‌ له‌ گه‌ڵ سه دان كه‌ندو كۆسپ به‌ره‌ڕووبۆته‌وه‌ و هه‌زاران تاڵی‌و سوێری‌چه‌ندين ساڵ زیندان‌و ده‌ربه‌ده‌ری و ئاواره‌یی چێشتووه‌، به‌ڵام دیسان به‌شانازییه‌وه‌ كۆڵی نه‌داوه‌ و هه‌نووكه‌ش به‌رده‌وام سه‌رقاڵی  كارو خزمه‌ت به‌ كه‌لتوور و ئه‌ده‌بیاتی كوردییه‌. جه‌لال مه‌له‌كشا یه‌كێك له‌وانه‌یه‌ كه‌ له‌ سه‌رده‌می خۆیدا به وه‌ئه‌ستۆ گرتنی به‌شی ئه‌ده‌بی‌ گۆڤاری"سروه" و ده‌یان چالاكیتر توانی ڕچه‌شكێنی بكات و یه‌كێك بێت له‌ پێشه‌نگانی  بزاڤی نوێ شیعر و ئه‌د‌ه‌بی كوردی. ناوبراو ئه‌گه‌رچی خاوه‌ن به‌رهه‌م و كارێكی زۆره‌، به‌ڵام تاكوو ئێستا ته‌نیا كتێبێكی به‌ ناوی"زڕه‌ی زه‌نجیری وشه‌دیله‌كان" بڵاوكردۆته‌وه‌.

به‌ هه‌ر حاڵ دوان و باس‌كردن له‌ سه‌ر كه‌سایه‌تی، به‌رهه‌م و كار و چالاكییه‌كانی جه‌لال مه‌له‌كشا پێویستی به‌ ده‌رفه‌ت و لێكۆڵینه‌وه‌یه‌كی تایبه‌ت هه‌یه‌. ئه‌وه‌ی لێره‌دا پێشكه‌شتان ده‌كرێت ، وتوێژێكه‌ له‌گه‌ڵ به‌ڕێزیان كه‌ له‌ مێژه‌ به‌ ئه‌نجام گه‌یشتووه‌، به‌ڵام به‌ هۆی هێندێ گرفتی تایبه‌ته وه ‌فریا نه‌كه‌وتین زوو بڵاوی بكه‌ینه‌وه‌.


پرسيار: به ڕێز کاک "جه لال" بۆ کردنه وه ی  باسه‌که‌ چ پێناسه‌یه‌کتان سه‌باره‌ت به‌ شیعر هه‌یه‌؟

وه‌ڵام: له‌ واقیعدا هه‌ر شاعیرێک یان هه‌ر که‌سێک ته‌عریف و پێناسه‌یه‌کی تایبه‌تی بۆ شیعر هه‌یه‌. به‌ڕای منیش شیعر زمانی عه‌شقه‌، شیعر شۆڕشی هه‌سته‌ و...
   به‌هه‌ر حاڵ هه‌رگیز تا ئێستا پێناسه‌یه‌کی درووست و واقیعی له‌ شیعر نه‌کراوه‌. ئه‌وانه‌یش که‌ گوتراوه‌ و ئه‌ڵێن هه‌ر به‌وجۆره‌ی که‌ وتم بڕوایه‌کی شاعیرانه‌یه‌.


پرسيار: مامۆستا، به‌ وته‌ی مه‌ولانا "شیعر کوڵه‌ی خوێنێکه‌، که‌ له‌ ناخی دڵی شاعیره‌وه‌ هه‌ڵده قۆ‌ڵێت" جه‌نابت بۆ خۆت شیعر که‌ی له‌گه‌ڵت فۆرمی خۆی وه‌رده‌گرێ و سه‌ر هه‌ڵئه‌دا؟

 

وه‌ڵام: هه‌رگیز من بۆلای شیعر ناچم. شعره‌که‌ له‌ کات و ساتێکی دیاری نه‌کراودا ته‌نگم پێ هه‌ڵده‌چنێ. کات و ساتێکی دیاری نییه‌... بڕێجار له‌ نیوه‌ی شه‌ودا له‌ خه‌وڕامده‌چه‌ڵه‌کێنێ... بڕێ جار له‌ بازاڕی قه‌ره‌باڵغ به‌رۆکم ده‌گرێ... له‌مه‌یخانه‌، چایخانه‌.... له‌ شه‌قام و کۆڵان....پشتی مێزی کار....کات و شوێنی دیاری نییه‌....شیعر به‌بێ بیانوونایه‌... ئه‌نگیزه‌ی گه‌ره‌که‌...دیتنی دیمه‌نێک... هێلانه‌ی زه‌رده‌واڵه‌ی وشه‌کان ده‌ورووژێنێ... زه‌رده‌واڵه‌ی وشه‌ له‌ناو مێشکا دێن  و ده‌چن، هه‌تا پووره‌ ده‌به‌ستن بێچاره‌م ده‌که‌ن.... ئارام و قه‌رارم لێ ده‌بڕێ.... وه‌ک ژنێکی ژانگرتوو...کاکه‌ شیعر شۆڕشی هه‌سته‌ به‌ڵام ده‌بێ هۆیه‌ک هه‌ست راپه‌ڕێنێت... من شاعیرێکی هێدی نیم و شیعره‌کانم تووڕه‌ن، وشه‌کانیشم نه‌رم و نیان نین... بڕوام به‌ هونه‌ر و به‌ تایبه‌تی شیعری به‌رخۆدان(مقاومه‌ت) زۆره‌. ئه‌ڵبه‌ته‌ وانه‌بێ جوانی کارم تێناکا.... له‌هه‌موو دیارده‌جوانه‌کان چێژ وه‌رده‌گرم... زۆربه‌ی شیعره‌کانم له‌ خوێن و تفه‌نگ و حه‌ماسه‌ ده‌دوێن...شه‌هید بوونی شۆڕشگێڕێکی ئازادیخواز، دڵۆپه‌ ئه‌سرینی دایکی شه‌هید هه‌وێنی شیعری منه‌...کاتێ بۆ لووتکه‌ی به‌رزی چیایه‌کی کوردستان ده‌ڕوانم ئیلهامی لێ وه‌رده‌گرم...کاتێ ترپه‌ترپی دڵی کوردستان له‌ ژێر پۆستاڵی داگیرکه‌ردا ده‌بینم شیعر له‌ ده‌روونما په‌نگ ده‌خواته‌وه‌..ئاخر با‌ بڵێم من نه‌ختێک چه‌پم... که‌وایه‌ ره‌نگه‌ جۆرێکیتر دنیا ببینم و ته‌فسیری بکه‌م.... هه‌موو ئه‌م شتانه‌ له‌ پێکهاتنی شیعردا هۆکارن. خۆ شیعر "جادوو وجه‌نبه‌ل"* نییه‌... له‌ ئاسمانیشه‌وه‌ نایه‌... مه‌لایه‌که‌ نایهێنێ. شیعر به‌رهرمی مێشکی شاعیره‌... ئه‌ندێشه‌ و بیر و بۆچوون و زه‌ینا‌تی شاعیر هه‌رچی بێ شیعر له‌وێوه‌ سه‌رچاوه‌ ده‌گرێ. من کوردێکی ناسیۆنالیست و که‌مێکیش چه‌پم. ته‌بعه‌ن شیعره‌کانیشم ده‌بێ تابیعی بیروڕام بن.


پرسيار: هۆکاری ئه‌وه‌یکه‌ بڕوایه‌کی زۆرتان به‌ شیعر یان ئه‌ده‌بی به‌رخۆدان هه‌یه‌ چییه‌؟

 

وه‌ڵام: به‌داخه‌وه‌ له‌ کوردستاندا هێندێک سه‌ریان هه‌ڵداوه‌، به‌تایبه‌ت لاوه‌کان، به‌ڕاستی من پێموایه‌ خوێندنه‌وه‌ی باشیان نییه‌ و ئه‌ده‌بیاتی کلاسیکیان نه‌خوێندۆته‌وه‌. له‌گه‌ڵ ئه‌ده‌بیاتدا ئاشناییان نییه‌. هه‌ر به‌و بۆنه‌وه‌ چۆن به‌ڕاستی ناتوانن شیعری واقعی بخوَلقێنن، دێن و هێندێ وشه‌ به‌دوای یه‌کدا رست ده‌که‌ن و ناوی ده‌نن شیعر!! و جگه‌ له‌مه‌ش گیرۆده‌ی هێرشی فه‌رهه‌نگی بوون. ئه‌م هیرشه‌ فه‌رهه‌نگییه‌ وه‌هم نییه‌. به‌ڕاستی ئێستا رۆژهه‌ڵات که‌وتۆته‌به‌ر هێرشی فه‌رهه‌نگییه‌وه‌. به‌ڕاستی دام و ده‌زگا ئیمپریالیزمییه‌کان بۆ خنکاندنی هاوار و شۆڕشی زه‌حمه‌تکێشانی رۆژهه‌ڵات هه‌موو کارێک به‌ ئه‌نجام ده‌گه‌یه‌نن. شه‌پۆل رێ ده‌خه‌ن. من چه‌ندین جار گوتوومه‌، بۆ وێنه‌: بنیاتی راکفلر له ئه‌مریکا، به‌شێکی هه‌یه‌ به‌ناو بنیاتی فه‌رهه‌نگی راکفلر 26-27 رۆژنامه‌ و گۆڤار و بڵاڤۆکی جۆراوجۆری هونه‌ری ئه‌ده‌بی بڵاو ده‌کاته‌وه‌ که‌ ته‌نیا کاریان شه‌پۆلی ئه‌ده‌بی و هونه‌ری سازییه‌، بۆیه‌ بۆ چه‌واشه‌کردنی هونه‌رمه‌ندان، رووناکبیران و خاوه‌ن قه‌ڵه‌م و ئه‌ندێشه‌ی جیهانی سێهه‌م... ریبازی ئه‌وانه‌ رێبازی " هونه‌ر بۆ هونه‌ره‌" و مه‌به‌ست و ئامانجیشیان دژایه‌تی له‌گه‌ڵ ریالیزمی شۆڕشگێڕانه‌یه‌ که‌ ئه‌وڕۆ له‌ نێو گه‌له‌ به‌ش خوراو و شۆڕشگێڕه‌کاندا وه‌کوو چه‌کی خه‌باته‌...

 گه‌نجانی ئێمه‌ش له‌ رووی که‌م ته‌رخه‌می و ئاگادار نه‌بوونه‌وه‌ تووشی ئه‌و کێشانه‌ بوون. بۆ وێنه‌: شتێکی وه‌ک پۆست مودێرنیزم، ئێستا له‌ رۆژاوادا  پۆست مۆدێڕنیزم شتێکه‌ ده‌زانن چییه‌.. به‌ڵام لێره‌ نازانن چییه‌... لێره‌ زۆربه‌ی ئه‌و گه‌نجانه‌ی که‌ باس له‌ پۆست مۆدێرنیزم ده‌که‌ن، بێن به‌ من بڵێن که‌ پۆست مۆدێڕنیزم به‌ چ مانایه‌که‌؟!
 ده‌ڵێن شیعر ده‌بێ پۆست مۆدێڕنیزم بێت. ده‌یهێنن چه‌ندوشه‌یه‌ک به‌دوای یه‌کدا رست ده‌که‌ن و نه‌ته‌نیا خه‌ڵک لێ تێناگات، خۆشیان لێ حالی نابن و ناوی ده‌نێی شیعر. جا شاعیر یان نووسه‌رێک شتێک ده‌نووسێت که‌ هاوڕێیه‌ رۆشنبیره‌که‌ی خۆی لێ تێ ناگات، ئیتر ئه‌و شته‌ بۆ چییه‌؟ هونه‌رمه‌ند بۆچی ده‌نووسێت؟.. هونه‌رمه‌ند بۆ خه‌ڵک ده‌نووسێت. هونه ر‌مه‌ند بۆ کۆمه‌ڵ ده‌نووسێت. نووسه‌ر بۆ کۆمه‌ڵگا ده‌نووسێت. مه‌گه‌ر ناڵێن: "هونه‌ر ئاوێنه‌یه‌کی ته‌واو نوێنی کۆمه‌ڵگایه‌"، "هونه‌رمه‌ند رۆڵه‌ی زه‌مانی خۆیه تی‌".

ئه‌مانه‌ ده‌ڵێن بۆ داهاتوان ده‌نووسین ... ئاخر به‌ره‌کانی داهاتوو چ نیازێکیان به‌ ئێوه‌ هه‌یه‌... داهاتوان هونه‌رمه‌ندو نووسه ری تایبه تی خۆیان ده بێ. رازی مانه وه ی  شاعیر و نووسه‌ری گه‌وره‌ له‌ چیدایه‌؟ سه‌دانساڵیتر "چالزدیکنز" زیندوو ده‌مێنێته‌وه‌. بۆچی فێرده‌وسی  زیندوو ده‌مێنێته‌وه‌.. حافیز و سه‌عدی زیندوو ده‌مێنێته‌وه؟ له‌ دنیای رۆژاوادا "رومن رۆلان" زیندوو ده‌مێنێته‌وه‌. من هه‌ر ئێستاش  به‌رهه‌مه‌که‌ی چارلزدیکنز ده‌خوێنمه‌وه‌ به‌ته‌واوی شه‌قامه‌کانی له‌نده‌ن وه‌کوو ئاوێنه‌ له‌ به‌ر چاومدایه‌...په‌یوه‌ندی کۆمه‌ڵایه‌تی خه‌ڵک ده‌بینم.. په‌یوه‌ندییه‌ مرۆڤییه‌کان  هه‌ست پێ ده‌که‌م... هه‌روه‌ها کاتێ "ژان کریستف" ده‌خوێنمه‌وه‌ په‌یده‌به‌مه‌  په‌یوه‌ندییه‌کانی خه‌ڵک؛ په‌یوه‌ندی کۆمه‌ڵایه‌تی، رامیاری، ئابووری...هه‌مووی باس ده‌کات.

 تۆ که‌ بۆ داهاتوو ده‌نووسیت...!! بڕوانه‌ ئیمه‌ ئه‌ڵێین یه‌کدانه‌ شیعر... ده‌ڵێین ده‌بێ چی و‌ چی بێ.. ناکاکه‌  شیعر  ده‌توانێت ته‌نانه‌ت رۆڵی مێژوو به‌ڕێوه‌ ببات. بۆ وێنه‌: ئێمه‌ شیعرێکمان کردۆته‌ به‌ڵگه‌  و ده‌ڵێين ئه‌و شیعره‌ هی سه‌رده‌مێکه‌ که‌ عه‌ره‌به‌کان هێرشیان کردۆته‌ سه‌ر کوردستان؛ " هۆرمۆزگان رمان/ ئاتران کوژان و ویشان شاردوه‌  گه‌وره‌ی گه‌وره‌کان". شاعیر بووه‌ ئه‌مه‌ی گوتووه‌... شاعیر... باسی له‌ سه‌رده‌می خۆی کردووه‌. ئاوێنه‌ی سه‌رده‌می خۆیی بووه‌. ئه‌و شیعره‌ی  گوتووه‌، ئێستا من دوای هه‌زار ساڵ ده‌زانم له‌و کاته‌دا چی بووه‌. گه‌ر ئه‌ویش به‌هاتبای بۆ داهاتوانی گوتبا ئێستا من نه‌مده‌زانی له‌و سه‌رده‌مه‌دا چی بووه‌ و چی  قه‌وماوه‌. ئه‌وه‌یه‌ ده‌ڵێم ئه‌ده‌بی به‌رخۆدان، ئه‌ده‌بی کۆمه‌ڵایه‌تی بوونێکی ره‌سه‌ن و بنه‌مایه‌کی ریشه‌داری هه‌یه‌.
   یان بۆ وێنه‌: هێندێ که‌س ده‌ڵێن کوردستان، شۆڕش و... ته‌واو بوو. ئه‌وا له‌ کوردستانی باشوور کاک مه‌سعوود بوو به‌ سه‌رۆک و مام جه‌لال بوو به‌ سه‌رۆک کۆماری عێراق و ئیتر هه‌موو شتێک ته‌واو بوو. ناته‌واو نه‌بووه‌، هێشتا کوردستان  وا له‌ گه‌مارۆی چوارگورگدا. هێشتا گۆڕی به‌ کۆمه‌ڵ ده‌دۆزنه‌وه‌، هێشتا فرمێسک له‌ گردی سه‌یواندا وشک نه‌بۆته‌وه‌، هێشتا قه‌برستانه‌کانی "له‌عنه‌ت ئاوا"ی لای قوروه‌ نه‌دراوه‌ته‌وه‌ که‌ بزانین چه‌ندانه‌ قه‌بری تیادایه‌،  هێشتا شه‌هیده‌کانی "به‌هه‌شتی زه‌هرا" ناهاتوونه‌ته‌وه‌، که‌له‌ سێداره‌دراون و ئیعدام کراون.. كێشه‌ که‌ لێره‌دایه‌... ته‌واو نه‌بووه‌.


.


پرسيار: زۆر وشه‌مان هه‌یه‌ گه‌ر لێیان وردبینه‌وه‌ ده‌بینین ریشه‌یه‌کی کۆنیان هه‌یه‌ و له‌ ناوخه‌ڵکدا باون، به‌کارهێنانی ئه‌و ده‌سته‌واژه‌ و وشه‌گه‌له‌ له‌ شیعری شاعیراندا چۆن ده‌بینیت؟


وه‌ڵام: باسێک هه‌یه‌ له‌ ئه‌ده‌بیاتدا به‌ناو بزووتنه‌وه‌ی وشه‌کان. هێندێ له‌ شاعیران له‌ سه‌ر ئه‌و باوه‌ڕه‌ن که‌ ئه‌و وشانه‌ی وا حاڵه‌تێکی ناته‌واویان له‌ خۆیان گرتووه‌ و که‌ڵکیان لێوه‌ر ناگرن، ده‌بێت زیندووبکرێنه‌وه‌. ئه‌ڵبه‌ت ئه‌وه‌ڕای ئه‌وانه‌.... منیش له‌گه‌ڵ ئه‌مه‌دا هه‌م. هیندێ وشه‌ش هه‌ن که‌، گه‌ر جێگه‌ی واقيعی خۆیان بگرنه‌وه‌ ده‌توانن لێ سوود وه‌ربگرن. به‌ڵام بڕێ وشه‌ش هه‌ن، ئیتر وا نییه‌. بۆ وێنه‌: وشه‌یه‌کمان هه‌یه‌ له‌ کوردییدا به‌ واتای ئینتزاره‌، وه‌ک "ته‌ڕنه‌"... من ته‌ڕنه‌ی تۆم... ئه‌مه‌ جوان نییه‌. که‌وایه‌ وشه‌مان هه‌یه‌ که‌ ده‌بێت زیندوو بکرێته‌وه‌ و هێندێ وشه‌شمان هه‌یه‌ که‌ گرنگ نییه‌.


پرسيار: مامۆستا ره‌نگه‌ له‌ شیعری جه‌نابتانا زۆر تایبه‌تمه‌ندی به‌رچاو هه‌بن و به‌ ئاماژه‌ به‌ شێوه‌ فه‌ن و رۆڵی ئێوه‌ له‌م بواره‌دا، زۆر لایه‌نی تر ببن که‌ نه‌توانین  بیاندۆزینه‌وه‌، یان که‌متر که‌سانێک بتوانن بڕۆنه‌ ناخیان و بیانناسن. سه‌باره‌ت به‌ تایبه‌تمه‌ندییه‌کانی  شیعری خۆت بۆمان باس بکه‌، یان باشتر بڵێین چ پێناسه‌یه‌کت له‌ شیعری خۆت هه‌یه‌؟

 

وه‌ڵام: من نازانم لێره‌دا ده‌قیقه‌ن مه‌به‌ستتان چییه‌؟... ئه‌وه‌ ده‌بێت خه‌ڵک و رخنه‌گر به‌ناو شیعره‌کانی مندا بگه‌ڕێت و لایه‌نه‌ جياجيا‌کان و ره‌هه‌نده‌ جۆربه‌جۆره‌کانی شیعری من بخاته‌ به‌ر رخنه‌ و لێکۆڵینه‌وه‌.

من نازانم چ شتێکی تايبه‌تی له‌ ناو شیعره‌کانمدا هه‌یه‌ که‌ له‌ ناو شیعری که‌سێکیتردا نه‌بێت... به‌ڕاستی بۆ خۆم  دیار نییه‌ ئه‌و شتانه‌. به‌ڵام ئه‌وه‌یکه‌ هه‌یه‌ شیعری من جیا له‌ خه‌ڵک نییه‌... جیا له‌ ره‌نج و‌ ئازاری خه‌ڵک نییه‌.... جیا له‌ کۆمه‌ڵگانییه‌.. جیا له‌ ده‌رده‌ کۆمه‌ڵایه‌تییه‌کان نییه‌. ئیترتایبه‌تمه‌ندیه‌كی‌تر جیا له‌م بابه‌تانه‌ له‌ ناو شیعرى مندا نییه‌. ره‌نگه‌ ره‌خنه‌گر شتانێکی تر بدۆزێته‌وه که من تا ئێستا په‌یم پێ نه‌بردبێت.


پرسيار: بۆ خۆت بیرت نه‌کردۆته‌وه‌ له‌و جیاوازییانه‌؟


وه‌ڵام: دیاره‌ زمانى هه‌ر شاعیرێک له‌گه‌ڵ شاعیرێکیتردا جیاوازی هه‌یه‌.  و هه‌روه‌ها بۆ چوون و ڕوانینی هه‌ر شاعیرێک بۆ بابه‌ته‌کان له‌گه‌ڵ بۆ چوون و شێوه‌ روانینی شاعیرێکی دیکه‌ جیاوازی هه‌یه‌.

 ئێستا ئه‌گه‌ر من شێوه‌ی روانینم بۆ کێشه‌کان جۆرێکی تر بێت که‌ شاعیرێکی تر وانه‌بێت. هه‌ر به‌وجۆره‌ که‌ ئاماژه‌م پێکرد ده‌بێت ئێوه‌ بزانن.


پرسيار: بیستوومانه‌ زۆربه‌ی شیعره‌کانت، به‌ زمانی فه‌ره‌نسی وه‌رگێڕاونه‌ته‌وه‌، ئایا بێجگه‌ له‌ فه‌ره‌نسی به‌ زمانێکیتر وه‌رگێڕاونه‌ته‌وه‌؟


وه‌ڵام: ساڵانێکی زوو من چه‌ند شیعرێکم نارد  بۆ مامۆستا "عه‌بدوڵڵا په‌شێو" و له‌ رێگه‌ی نا‌مه‌وه‌ له‌گه‌ڵ یه‌ک په‌یوه‌ندیمان هه‌بوو. واته‌ ئه‌وکاته‌ی که‌ له‌ مسکۆ و لیبی دا بوو شیعرم بۆ ده‌نارد. ئه‌وکاته‌ کاک عه‌بدوڵڵا په‌شێو چه‌ند شیعرێکی منی وه‌رگێڕابووه‌وه‌ سه‌ر زمانی رووسی. دواتریش له‌ فه‌ره‌نسه‌دا چه‌ند شیعرێکی دیکه‌میان وه‌رگێڕا بووه‌وه‌ بۆ سه‌رزمانی فه‌ره‌نسی و هه‌رووها خانمێک هه‌یه‌، له‌ په‌یوه‌ندی له‌گه‌ڵ زمان و ئه‌ده‌بی کوردییدا کار ده‌کات نازانم ناوێ خانمی "جۆیس لۆی"ه‌.. چییه‌... ئه‌و تاکوو ئێستا چه‌ند کتێبیکی سه‌باره‌ت به‌ فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بیاتی کوردی بڵاوکردۆته‌وه‌.

جارێک نامه‌یه‌کی بۆ ناردم كه‌ داوای بیۆگرافی لێکردبووم و هه‌روه‌ها چه‌ند شیعرێکی خۆم که‌ وه‌ری بگرێته‌وه‌ و وه‌کوو کۆمه‌ڵه‌ شیعرێک له‌ چاپی بدات، که‌ پێموابێ ئه‌و کاره‌شی کرد بوو، چۆن دواتر له‌ نامه‌یه‌کیتردا بۆمی نووسی بوو که‌ شیعره‌کانتم وه‌رگێڕاوه‌ته‌وه‌ وبڕیار بوو بینێرێت بۆم.

 به‌ڵام به‌داخه‌وه‌ نه‌گه‌یشتووته‌ ده‌ستم. هه‌روه‌ها شیعر‌م به‌ ئینگلیزی و عه‌ره‌بی  و یه‌ک دوو زمانێکیتر وه‌رگێڕاوه‌ته‌وه‌ و له‌چاپ دراون. به‌ تایبه‌ت له‌و چه‌ند ساڵه‌ی که‌ له‌ هه‌ولێر بووم شیعر و چیرۆکی زۆرم به‌ زمانی عه‌ره‌بی ته‌رجمه‌ و بڵاوکراونه‌ته‌وه‌.


پرسيار: جگه‌له‌مانه‌ بیستوومانه‌ تا راده‌یه‌کیش دژ به‌ وه‌رگێڕانی شیعرن، ئه‌کرێت له‌م باره‌وه‌ بۆمان باس بکه‌ن و هۆکاره‌کانی بڵێن؟

 

وه‌ڵام: دژ به‌ وه‌رگێڕانی شیعر نیم. به‌ڵام من له‌ سه‌ر ئه‌و بڕوایه‌م که‌ هه‌میشه‌ وه‌رگێڕان یان ته‌رجه‌مه‌ له‌ تمه ‌ده‌دات له‌ ده‌قی بابه‌ته‌که‌. نه‌فه‌ر ێک  قسه‌یه‌کی باش ده‌کات، ئه‌ڵێت: "وه‌رگێڕان وه‌کوو ئه‌وه‌یه‌ که‌ بولبولێک له‌ به‌ر گۆشته‌که‌ی بکوژیت". به‌ڕاستی شیعری واقیعی بۆ سه‌رزمانێکیتر وه‌رناگیڕدرێته‌وه‌....هه‌ر زمانێک تایبه‌تمه‌ندی گه‌لێکی تایبه‌تی خۆی هه‌یه‌. بۆ وێنه‌: زمانی کوردی هیندێ وشه‌  و ده‌سته‌واژه‌ی تایبه‌تی هه‌یه‌ که‌ وه‌رناگێڕدرێته‌وه‌ بۆ سه‌ر زمانێکی تر و ئه‌گه‌ریش وه‌ربگێڕدرێته‌وه‌ سه‌رزمانێکیتر، زۆر ناحه‌ز ده‌بێت. هه‌روه‌ها زمانی فارسی، زمانی عه‌ره‌بی..... زمانی ئینگلیزی و .... ئه‌و شتانه‌ تۆ چییان پێ ده‌که‌یت. بۆ وێنه‌: تۆ له‌ زمانی فارسی دا بڵێ " کزه‌ی جه‌رگم" ....کزه‌ی جه‌رگم وه‌ربگێڕێته‌وه‌ سه‌ر زمانی فارسی، ئایا ئه‌و جوانییه‌ی خۆی له‌ ده‌ست نادات؟

هه‌روه‌ها شتانێکی تر که گه ر‌ وه‌ریان بگێڕینه‌وه‌ سه‌رزمانێکیتر ئه‌و جوانییه‌یان نامێنێ... چیرۆک و  و رۆمان له‌گه‌ڵ شیعردا جیاوازییان هه‌یه‌. چۆن شیعر په‌یوه‌ندی له‌گه‌ڵ وشه‌گه‌لێکی جوان و ناسکدا هه‌یه‌، لێره‌وه‌ به‌ڕای من  وه‌رگێڕانی بۆ سه‌رزمانێکی تر دژواره‌. ئه‌مه‌ یه‌کێک له‌ هۆکاره‌کانیه‌تی، دووهه‌م ئه‌وه‌یه‌ که‌ هێندێ له‌ وه‌رگێڕانه‌کان له‌ بواری شیعردا هه‌یه‌... بۆ وێنه‌: شیعرێک  به‌ زمانی ئینگلیزی گوتراوه‌، کابرایه‌کی فه‌ره‌نسی دێت ئه‌و شیعره‌ بۆ سه‌رزمانی فه‌ره‌نسی وه‌رده‌گێڕدرێته‌وه‌، کابرایه‌کی فارسیش دێت هه‌ر ئه‌و شیعره‌ ده‌کات به‌ فارسی و کابرایه‌کی کوردیش دێت ئه‌و شیعره‌ وه‌رده‌گێڕێته‌وه‌ بۆ سه‌ر زمانی کوردی.... ئاخۆ ئه‌م شیعره‌ کاتێ که‌ ده‌بێت به‌ کوردی، گه‌ر شاعیره‌ ئینگلیزیه‌که‌ی بیخوێنیته‌وه‌، ده‌زانێت شیعری خۆیه... پێی موابێ قه‌ت  ئه‌و شیعره‌ ناناسێته‌وه‌. به‌ڵام رۆمان و چیرۆک وا نییه‌. له‌ به‌ر ئه‌وه‌یه‌ گه‌ر من له‌م باره‌وه‌ دژایه‌تییه‌ کم هه‌بێ.

سه‌ڕای ئه‌وه‌یکه‌ تاڕاده‌یه‌ک له‌گه‌ڵ وه‌رگێڕاندا دژایه‌تیم هه‌یه‌، من زۆر کاری وه‌رگێڕانم بووه‌ له‌ بواری وه‌رگێڕانی شیعردا. به‌ڵام له‌ سه‌ر ئه‌و باوه‌ڕه‌م که‌ ده‌بێت له‌ زمانی ئه‌سڵیه‌وه‌ کاری وه‌رگێڕان بکه‌ین. من ره‌نگه‌ یه‌که‌م که‌سێک بم له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستاندا، که‌ شیعری شاعیرانی کوردم به‌ فارسه‌کان ناساند و یه‌که‌مین که‌سێک بووم که‌ شیعری کوردیم وه‌رگێڕاوه‌ته‌وه‌ سه‌ر زمانی فارسی. که‌سێکی وه‌ک شاملوو شیعری کوردی وه‌رگێراوه‌ته‌وه‌ بۆ سه‌ر زمانی فارسی؛ شیعری شێرکۆ بیکه‌س، ئه‌و شیعرانه‌ی له‌ کتێبی " جمعه"‌دا به‌ جاپ گه‌یاند. له‌ واقیعدا ئه‌و کاته‌ بوو که‌ به‌تایبه‌تی شاملوو له‌گه‌ڵ شێرکۆ بێکه‌سدا و به‌ گشتی له‌گه‌ڵ شیعری کوردییدا ئاشنا بوو.

 ئه‌و وه‌رگێڕه‌م به‌ دڵه‌ له‌ ناو جه‌سته‌ی نووسه‌ره‌که‌دا بتوێته‌وه‌. له‌گه‌ڵ رۆحێکدا جووت بێت. بزانێت نووسه‌ره‌که‌ به‌کام ژان و ئازاره‌وه‌ تلاوه‌ته‌وه‌ و هه‌ر وشه‌یه‌ک له‌ قووڵایی کام حه‌ز و تاسه‌ و خه‌م و شادیه‌وه‌ هه‌ڵقوڵیوه‌. هه‌ر به‌و جۆره‌ی ئاماژه‌م پیکرد، ده‌ڵێن وه‌رگێڕان وه‌ک ئه‌وه‌ وایه‌ " بولبولێک بۆ گۆشته‌که‌ی سه‌ر ببڕی". به‌ڵام من دڵنیام وه‌رگێڕی واش هه‌یه‌ سواری باڵی بولبوله‌ که‌ ده‌بێ و له‌ گه‌ڵیدا هه‌ڵده‌فڕێ. من "عه‌زیز گه‌ردی"م نه‌دیوه‌ و نایشی ناسم. به‌ڵام "داغستانی من" له و‌ په‌ڕی به‌هره‌ و پسپۆڕی و زمان پاراویه وه ته‌رجمه‌ کراوه‌. ته‌نانه‌ت له‌ ته‌رجمه‌ فارسی یه‌که‌شی سه‌رکه‌وتووتره‌. هه‌روه‌ها خوالێخۆشبوو، مامۆستا "شوکر مسته‌فا"وه‌رگێڕێکی لێهاتوو و شاره‌زا بوو. کوردی ده‌نووسی...زمان زۆر گرینگه‌ به‌داخه‌وه‌ له‌ کوردستانی باشوور، هه‌ر چه‌ند خۆێندن و نووسینی کوردی مێژوویه‌کی – به‌ڕێژی کوردستانی رۆژهه‌ڵات- درێژه‌ی هه‌یه‌، به‌ڵام له‌ باری شێوازی نووسێنه‌وه‌ دواکه‌وتووه‌... قسه‌ی شیعر ناکه‌م... ئه‌ده‌بیاتی نه‌سر ده‌ڵێم.... ئه‌ده‌بیاته‌که‌ وه‌ک وه‌رگێڕانی عه‌ره‌بی وایه‌. هێندێکیان به‌ عه‌ره‌بی بیرده‌که‌نه‌وه‌ و به‌ کوردی ده‌ینووسن!... مه‌لا" عه‌واڵای حه‌سه‌ن زاده"‌شم زۆر به‌ دڵه‌، زمان پاراو و کوردی زانێکی پسپۆڕه‌ و وه‌رگێڕاوه‌کانی له‌ ئه‌و په‌ڕی جوانیدان...


پرسيار: باسی شاملووتان هێنایه‌ پێشه‌وه‌.. به‌ ئاماژه‌ به‌وه‌یکه‌ له‌ بواری ئه‌ده‌بی فارسیشدا که‌سێکی سه‌رکه‌وتوو بوون‌ و له‌گه‌ڵ که‌سانێکی وه‌ک: شاملوو، ئه‌خه‌وان سالێس، سیاوه‌شی که‌سرایی و... هتد په‌یوه‌ندیتان هه‌بووه‌، چ کاریگه‌رییه‌ک له‌ ئه‌ده‌بی فارسی به‌ سه‌ر شیعره‌کانته‌وه‌ هه‌یه‌؟

 

وه‌ڵام: من پێش ئه‌وه‌یکه‌ به‌ زمانی کوردی شیعر بڵێم، له‌ بواری ئه‌ده‌بی فارسییدا سه‌رقاڵی چالاکی بووم. له‌ ساڵانی 1346 و 47 وه‌ من ده‌ستم به‌ نووسینی فارسی کرد و زۆر زوو توانیم له‌ ئه‌نجومه‌ن و کۆڕه‌ ئه‌ده‌بییه‌کانی ئه‌ده‌بیاتی فارسییدا و هه‌روه‌ها له‌ رۆژنامه‌ فارسییه‌کاندا جێگه‌ی خۆم بکه‌مه‌وه‌.

 له‌ بیرم دێت که‌ یه‌که‌مین به‌رهه‌مم ( شیعرێک بوو) له‌ ساڵی 1348دا له‌ گۆڤارێکدا که‌ به‌ زمانی فارسی ده‌رده‌چوو، له‌ چاپدرا. ئیتر له‌وه‌ و به‌ملا به‌رده‌وام شیعره‌کانم چاپ ده‌کران و بڵاو ده‌بوونه‌وه‌، به‌تایبه‌ت شیعرم کاتێکه‌ نه‌ختێک به‌ره‌وپێش جووڵایه‌وه‌، ئه‌وکاته‌ بوو که‌ له‌گه‌ڵ شاملوودا ( له‌ گۆڤاری "خووشه‌"دا به‌رپرسی لاپه‌ڕه‌ی ئه‌ده‌بییه‌کانی بوو) ئاشنا بووم.

 هه‌ر له‌وکاته‌وه‌ له‌گه‌ڵ شاملوودا په‌یوه‌ندییم هه‌بوو و شاملووم ده‌ناسی و چه‌ند جاریکیش  که‌ ده‌چوومه‌ تاران له‌گه‌ڵ یه‌ک دانیشتنمان هه‌ بوو و هات و چووی یه‌کترمان ده‌کرد... و پیاوه‌تی هه‌بوو له‌ هه‌مبه‌ر مندا. هه‌روه‌ها له‌ نزیکه‌وه‌ له‌گه‌ڵ سیاوه‌شی که‌سراییدا ئاشنایه‌تیم هه‌بوو، له‌گه‌ڵ ئه‌خه‌وان سالسدا ئاشناییم هه‌بوو و له‌گه‌ڵ چه‌ند شاعیرێکی به‌ناوبانگی دیکه‌ی فارسیدا په‌یوه‌ندییم هه‌بوو، به‌تایبه‌ت سیاوه‌شی که‌سرایی. بابیره‌وه‌ری یكتان بۆ بگێڕمه‌وه‌: له ساڵی 1975ی زاینی دا، واته‌ ساڵی 1354ی هه‌تاوی، ئه‌وکاته‌ی که‌ شۆڕشی عێراق هه‌ره‌سی هێنا بوو. کورده كان هاتبوونه‌ ئێران، شۆڕش سه‌رکوتکرا بوو، پێشمه‌رگه‌ و بنه‌ماڵه‌ی پێشمه‌رگه‌کان هه‌موو ئاواره‌ بوون. "له‌تیف هه‌ڵمه‌ت" کتێبێکی له‌چاپدا بوو، به‌ناو "گه‌رده‌لوولی سپی"، له‌و کتێبه‌دا شیعرێک بوو به‌ ناوی "بتانه‌وێ و نه‌تانه‌وێ نالی بۆ حه‌بیبه‌ دێته‌وه‌". من ئه‌و شیعره‌م که‌ شیعرێکی درێژیش بوو وه‌رگێڕایه‌وه‌ بۆ سه‌ر زمانی فارسی. بۆ چه‌ندین جار له‌ هه‌ر کۆڕ و دانیشتنێکدا سیاوه‌شی که‌سرایی داوای ده‌کرد که‌ من ئه‌و شیعره‌ بخوێنمه‌وه‌ و هه‌ر جارێک که‌ من ئه‌و شیعره‌م ده‌خوێنده‌وه‌، سیاوه‌شی که‌سرایی. ده‌ستی ده‌کرد به‌ گریان...
   جا ئه‌وه‌ی پرسیارت کرد که‌ ئایا له‌ ئه‌ده‌بیاتی فارس کاریگه‌ریم وه‌رگرتووه‌؟ به‌ڵێ... سێبه‌رى ئه‌ده‌بیاتی فارسی بێگومان به‌ سه‌ر شیعره‌کانمه‌وه‌ هه‌یه‌، چۆنکوو گه‌ر ئێمه‌ سه‌رنج بده‌ین ده‌بینین که‌ شیعری کوردی شاعيرانى باشوورى كوردستان سێبه رى شيعرى عه ره بى  به سه ريه وه  هه يه و شیعری ئه‌وانه‌ی که‌ له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستاندا شیعر ده‌ڵێن، به‌تایبه‌تی ئه‌وانه‌ی که‌ له‌ بواری شیعری فارسیدا کاریان کردووه‌، به‌ جۆرێک کاریگه‌رییان له‌ ئه‌ده‌بی فارسی وه‌رگرتووه‌.

 من له‌ ئه‌ده‌بیاتی فارسییدا سه‌رکه‌وتنێکی زۆر باشم بوو. تا ساڵی 1357 من به‌ ته‌واوی له‌ سه‌ر شیعر و چیرۆکی فارسی کارم ده‌کرد. ئه‌وه‌نده‌ شیعرم له‌ بڵاوکراو و رۆژنامه‌کاندا بڵاو بوونه‌وه‌، کاتێکه‌ بۆ به‌ئه‌ندام بوون له‌ "کانوونی نووسه‌رانی ئێران"دا پێشنیارکرام ( که‌ به‌ پێشنیاری ئه‌وکاته‌ی به‌ڕێز "فه‌ره‌یدوون تونکابۆنی" بوو) به‌ ئاماژه‌ به‌وه‌یکه‌ مه‌رجی ئه‌ندام وه‌رگرتن له‌و کانوونه‌دا، له‌ چاپدانی دوو کتێب بوو، به‌ڵام من هه‌ر به‌و بۆنه‌وه‌ که‌ شیعری زۆرم له‌ بڵاڤۆکه‌کاندا له‌ چاپ دا بوو، وه‌رگیرام و بووم به‌ ئه‌ندامی کانوونی نووسه‌رانی ئیران. لێره‌وه‌ دیاره‌ که‌ کاریگه‌ریم وه‌رگرتووه‌.


پرسيار: ئه‌ی سه‌رده‌می "سروه‌" و په‌یوه‌ندیتان له‌گه‌ڵ مامۆستا "هه‌ژار"،مامۆستا"هێمن" ،"سواره"و... چى؟

 

وه‌ڵام: من بۆ  ماوه ىپانزه ساڵ به دڵ و به گيان له گۆڤارى"سروه"دا كارم ده كرد.  له‌ یه‌که‌مین ژماره‌دا مامۆستا هێمن بۆ هاوكارىله‌ سروه‌دا، با‌نگهێشتی کردم، من رۆیشتمه‌ ورمێ و له‌گه‌ڵ مامۆستا" هێمن"دا دانیشتین و باسمان کرد... ئه‌وکاته‌ تازه‌ له‌ زیندان ئازادکرابووم.. له‌ هه‌مبه‌ر  سروه‌ و ئه‌و دیارده‌تازه‌دا زۆر ره‌شبین بووم. پێموا بوو که‌ مامۆستا هێمنیشیان خه‌ڵه‌تاندووه‌. ئه‌وکاته‌ش به‌خۆێم گوت... مامۆستا هێمن له‌م باره‌وه‌ باسی زۆری بۆ کردم و یه‌کێک له‌ قسه‌خۆشه‌کانی ئه‌وه‌ بوو که‌ گوتی تۆ ده‌ڵێیی ئاوایه‌... ده‌باشه‌ باوابێ.. پیاوی سیاسی و ئازاد ده‌بێت له‌ ئامرازی دوژمن که‌ڵک وه‌ربگرێت.  با ئیمه‌ له‌ بڵه‌ندگۆی خودی دوژمن به‌ قازانجی کورد که‌ڵک وه‌ربگرین. به‌هه‌رحاڵ ئه‌وکاته‌ نه‌چوومه‌ گۆڤاری سروه‌ و مامۆستا هیمن ماڵاوایی له‌ ژیان کرد و دووساڵ دوای ئه‌وه‌ دیسان بۆ گۆڤاری سروه‌ بانگهێشتیان کردم... ئه‌مجاره‌ ئیتر چووم و هه‌ر به‌ ته‌واوی بووم به‌ ئه‌ندامی ده‌سته‌ی نووسه‌رانی"سروه" و به‌رپرسی یه‌که‌ی له‌ چاپدانی کتێب و دوای ماوه‌یه‌کیتر بووم به‌ به‌رپرسی لاپه‌ڕه‌ ئه‌ده‌بییه‌کانی" سروه".

پانزه‌ ساڵ له‌" سروه"‌دا کارم کرد.. پانزه‌ ساڵ به‌دڵ و به‌گیان کارمکرد، واته‌ به‌شێکی زۆر له‌ رۆژگاری جوانیم سه‌رفی"سروه" ‌کرد. ئه‌وه‌یش بڵێم ئێستا به‌ خۆشییه‌وه‌ زۆرێک له‌و دۆستانه‌ زیندوون و قسه‌کانیشم ده‌خوێننه‌وه‌، ته‌واوی  ئه‌رک و کاره‌کانی سروه‌ به‌ سه‌رشانی سێ که‌سه‌وه‌ بوو؛ مارف ئاغایی، ئه‌حمه‌دی قازی و من (جه‌لالی مه‌له‌کشا). ئه‌م سێ ‌که‌سه‌ له‌وکاته‌دا گۆڤاری "سروه"‌مان ده‌رکرد و که‌سانێکیتر که‌ هه‌بوون له‌ په‌راوێزیه‌وه‌ بوون و گه‌ر که‌سێکیش جگه‌ له‌مه‌ بڵێت بێ ئینسافی کردووه‌.
   پانزه‌ ساڵ به‌ دڵ و گیان کارمان کرد... ته‌نانه‌ت وای لێهاتبوو که‌ من ده‌که‌وتمه‌ زیندان، گۆڤاری "سروه"‌یان ده‌هێنایه‌ زیندان بۆم و له‌وێ (زیندان) کاره‌کانیم به‌ ئه‌نجام ده‌گه‌یاندوو  به‌ڕێمان ده‌کرد بۆ چاپ. ئه‌وه‌ کاک ئه‌حمه‌دى قازی زیندووه‌ و به‌ ته‌واوی ئاگاداری بابه‌ته‌که‌یه‌. له‌ واقیعدا له‌ بواری ئه‌ده‌بییه‌وه‌ من به‌رپرسی به‌شی ئه‌ده‌بی گۆڤاری سروه‌ بووم.


پرسيار: ئه‌ی"هه‌ژار" و"سواره" چی؟

 

وه‌ڵام: مامۆستا هه‌ژار زۆر سه‌ردانی ئێمه‌ی ده‌کرد له‌ گۆڤاری"سروه". له‌ راستیدا خوالێخۆشبووه‌ هه‌رچی ده‌هات‌ سه‌ردانی ورمێ بکات، ئێمه‌شی به‌ سه‌ر ده‌کرده‌وه‌. ئه‌و نزیکایه‌تیێکی زۆری له‌گه‌ڵ  بنه‌ماڵه‌ی بارزانییدا هه‌بوو وبه‌رده‌وام ده‌هاته‌ راژان (سه‌ربه‌شاری ورمێ‌) و هه‌میشه‌ش بێ گومان سه‌ردانی "سروه"‌ی ده‌کرد و"سروه"‌ی وه‌کوو برازاگێکی بێ باوکی خۆی ده‌بینی و ده‌بوایه‌ بێ گومان سه‌ردانێکی بکردباێت .. له‌خزمه‌تيداقازانجمان وه‌رده‌گرت. من به‌ش به‌حاڵی خۆم ئێسته‌ش سپاسى ده‌که‌م  و شتی زۆری لێ فێر بووم و له‌ کۆڕ و دانیشتنه‌کانیدا به‌شدار بووم.

جگه‌له‌ مامۆستا "هیمن" و"هه‌ژار"، له‌ ناو شاعیراندا له‌گه‌ڵ"سواره"‌ی به‌ڕێزیشدا ئاشنایه‌تیم هه‌بوو. "سواره‌ی ئیلخانی زاده" ئه‌و سه‌رده‌می که‌ له‌ تاران بووم له‌ راديۆ به‌رنامه‌ی "تاپۆ و بوومه‌ڵێڵ"ی به‌ڕێوه‌ ده‌برد، له‌گه‌ڵی ئاشنا بووم. له‌ واقیعدا ئه‌وکاته‌ بوو که‌ به‌شێوه‌یه‌کی جیدی ده‌ستی کردبوو به‌ بڵاوکردنه‌وه‌ی به‌رهه‌مه‌کانی خۆی له‌ رادیۆدا. ئه‌و ماوه‌یه‌ی‌ به‌ ده‌رفه‌تێکی باش ده‌زانی. من زۆر شیعری "سواره"‌م له‌وکاته‌دا له‌ زمانی خۆیه‌وه‌ بیستووه‌ و ده‌یخوێنده‌وه‌ بۆم.. به‌داخه‌وه‌ من زۆر شیعرم لێ بیستووه‌ که‌ له‌ ناو دیوانه‌که‌ییدا نییه‌.

 له‌گه‌ڵ خوالێخۆشبوو "مارف ئاغایی"دا، ته‌واوی شاره‌کانی کوردستان به‌ دوای به‌رهه‌مه‌کانی سواره‌دا گه‌ڕاین بۆ ئه‌وه‌ی کۆیان بکه‌ینه‌وه‌ و له‌ کتێبکدا چاپی بکه‌ین، به‌ڵام زۆرمان ده‌س نه‌که‌وت جگه‌ له‌و هێنده‌ی که‌ له‌ کتێبه‌که‌یدا له‌ چاپ دراوه‌.


پرسيار: بابگه‌ڕینه‌وه‌ بۆ ئه‌وه‌ی که‌ ئاماژه‌تان کرد له‌ زینداندا بوون و دیاره‌ زیندانی زۆرتان کێشاوه‌. سه‌باره‌ت به‌وه‌یکه‌ له‌ زینداندا بوون و ئه‌و به‌رهه‌مانه‌ی که‌ له‌ کونجی زینداندا ئافراندووتانه‌ بۆمان باس بکه‌ن، یان له‌ وقیعدا چ روانگه‌یه‌کتان له‌ هه‌مبه‌ر به‌رهه‌مى ئه‌و شاعیر و نووسه‌رانه‌دا هه‌یه‌ که‌ له‌ گۆشه‌ی زینداندا خوڵقاندوویانه‌؟


وه‌ڵام: من پێموایه‌ زۆربه‌ی شاکاره‌ ئه‌ده‌بییه‌کانی جیهان له‌ زینداندا هاتوونه‌ته‌ به‌رهه‌م. زۆر شاعیر  و نووسه‌ری گه‌وره‌مان بووه‌ که له‌ زینداندا دیسان چرۆیان کردۆته‌وه‌.
   دیاره‌ به‌ ئاماژه‌ به‌وه‌یکه‌ ئازار و ئه‌شکه‌نجه‌ی زۆرم چێشتووه،‌ زۆربه‌ی ئه‌و زیندانانه‌ش که‌ تێمپه‌ڕاندووه‌ له‌ پێوه‌ندی له‌گه‌ڵ کێشه‌ی سیاسی کورده‌واریدا بووه‌. هه‌ڵبه‌ت جگه‌ له‌مه‌ش زیندانم کێشاوه‌، زۆربه‌ی شیعرکانم به‌رهه‌می گۆشه‌ی زیندانن.

به‌ ڕاستی  ئه‌و شیعرانه‌ی که‌ ده‌ردی تێدایه‌، هاواری تێدایه‌، ره‌نجی تێدایه‌ و زووش ده‌بێته‌ وێردی زمانی خه‌ڵک هی گۆشه‌ی زیندانه‌کانه‌. وه‌ک فارس ده‌ڵێت: " سخنی که‌ از دل برآید لاجرم بر دل نشیند".


پرسيار: به‌ ئاماژه‌ به‌وه‌یکه‌، شیعر ده‌بێت هه‌ڵگری سێ تایبه‌تمه‌ندی  بێت؛ مۆسیقا، ساده‌یی و له‌باری ماناوه‌ بۆ خه‌ڵک بێت، ئایا شیعری شاعیرانی ئه‌مڕۆ له‌م پێناوه‌دا توانیویانه‌ سه‌رکه‌و توو بن و کاریگه‌ریی خۆیان بسه‌لمێنن؟


وه‌ڵام: نه‌ وه‌ڵا... سه‌رکه‌وتوو نه‌بوونه‌! من هه‌میشه‌ شکایه‌تم ئه‌وه‌یه‌ که‌ ده‌ڵێم به‌ داخه‌وه‌ ئێستا له‌ کوردستان (به‌تایبه‌تی رۆژهه‌ڵات)، جگه‌ له‌ چه‌ند شاعیر که‌ ژماره‌یان له‌ قامکی ده‌ست تێپه‌ڕ نابێت، شاعيرى باشمان نييه. شيعر ده‌بێ ‌له‌گه‌ڵ په خشاندا جياواز بێت. چی ئه‌م جیاوازییه‌ ده‌خوڵقێنێت؛ قورسایی، مۆسیقا، له‌ باری ده‌روونی، ئیقاع، ئیقاعی ده‌روونی.  ئه‌گه‌ریش له‌ ئه‌وزانی عه‌رووزی که‌ڵک وه‌رناگیردرێت، ده‌بێ وشه‌کان وه‌زنێکی ده‌روونیان هه‌بێ.

من ناڵێم تۆ بێ له‌ رووی ئه‌وازنی عه‌رووزی  شیعر بڵێ... من ده‌ڵێم ئه‌و شیعره‌ی که‌ تۆ گوتووته‌ ده‌بێت له‌گه‌ڵ په‌خشاندا جیاوازییه‌کی بچووکی بێت. ئێسته‌ به‌چی ئه‌و جیاوازییه‌ ده‌خوڵقێنێت؛ به‌ ئیقاعی ده‌روونی وشه كان، به‌ مۆسیقای ده‌روونی وشه‌کان، به‌ قورسایی و ...هتد.

بڕوانه! ره‌نگه‌ ئێستا کابرا نوێرترین مه‌زموون بتوانێت له‌ چوارچێوه‌ی غه‌زه‌ڵێکدا بێنێت، چ ئیرادێکی هه‌یه‌...

پرسيار: تائێره‌ که‌ باسمان کرد  وادیاره‌ زۆره‌به‌ی شیعره‌کانی جه‌نابت له‌ خانه‌ی شیعری به‌رخۆدان و سیاسیدا ده‌گونجێن، ئه‌ی سروشت و جوانی، ئه‌ی ژن و ژیان، ئه‌ی عه‌شق و خۆشه‌ویستی چی؟

 

وه‌ڵام: وه‌ڵڵاهی زۆر که‌س ئه‌و تۆمه‌ته‌م لێ ده‌ده‌ن، ئه‌ڵێن تۆ هه‌ر دڵت نییه‌. منیش شیعرێکم هه‌یه‌ ده‌ڵێم: " شیعره‌کانم/ بوون به‌ گوڵ و/ که‌نیشکه‌کانی ئه‌م شاره‌  چه‌پک چه‌پک کردیان به‌ هه‌دیه‌ی دڵداری/ به‌ڵام هه‌رگیز کچێک نه‌هات بڵێت: جه‌لال ئه‌خۆت بۆ هینده‌ خه‌مباری".

 کاکه‌ منیش دڵم هه‌یه‌...دڵیشم ته‌ڕه‌.. عاشقی چاوی جوانم... عاشقی باڵای به‌رزم... عاشقی زوڵفی لوولم...عاشقی باڵاى عه‌رعه‌رم... واش نییه‌... شیعری عاشقانه‌شم هه‌یه‌،به‌ڵام دیاره‌ شیعره‌ عاشقانه‌کانم زۆر بڵاو نه‌کردۆته‌وه‌.
بڕۆ له‌ خێزام بپرسه‌ بزانه‌ شیعره‌ عاشقانه‌کانم چۆنه؟‌... به‌ هه‌ر حاڵ عه‌شق ته‌نیا به‌ بوونی ژنه‌وه‌ نه‌به‌سترواوه‌ته‌وه. له‌ پاڵی ئه‌و عه‌شقه‌دا که‌ به‌ ئامانجه‌که‌م هه‌مه‌، عاشقی جوانیم...عاشقی سروشتی جوانم... عاشقی چاوی که‌ژاڵم و له‌م باره‌شه‌وه‌ شیعرم زۆره‌. به‌ڵام دیاره‌ ناگه‌ن به‌ شیعره‌ سیاسی و کۆمه‌ڵاتییه‌کانم...

ئه‌وه‌نده‌ زۆر نین.

باپێشت بڵێم له‌ بواری فارسییدا زۆرتر له‌و شیعرانه‌م هه‌یه‌... له‌ کوردییدا که‌متره‌. ره‌نگه‌ هۆکه‌شی ئه‌وه بێت‌ که‌ کێشه‌ کۆمه‌ڵایه‌تییه‌کانی کۆمه‌ڵی کورده‌واری ئه‌و شیعرانه‌ی هه‌ڵنه‌ده‌گرت. کورد ئه‌وه‌نده‌ ده‌ردو ره‌نجی هه‌یه‌.. کورد زیاتر له‌ فارس ده‌رد و ره‌نجی هه‌یه‌. که‌وایه‌ که‌متر له‌ فارس به‌ دوای عه‌شق و ژن و چاو و...دا ده‌گه‌ڕێ.

 

پرسيار: جه‌نابت شیعری کوردی له‌م سه‌دره‌مه‌دا، له‌ ئاستی جیهاندا چۆن هه‌ڵده‌سه‌نگێنیت؟ ئایا ده‌توانێ له‌ به‌رانبه‌ر شیعری جیهاندا قسه‌یه‌کی بۆ وتن  هه‌بێت؟


وه‌ڵام: وه‌ڵڵاهی شیعری کوردی زۆر له‌ شیعری جیهانی دواتر نییه‌.. کو‌رد زۆر دێر ده‌ستیپێکردووه‌، ئێستا ره‌نگه‌ به‌رهه‌می ئه‌ده‌بی مه‌کتووب (نووسراو)ى کوردی له‌ باری مێژووییه‌وه‌ زیاتر له‌130- 120 ساڵی کۆنتربێت، به‌ڵام سه‌ره‌ڕای ئه‌مه‌، به ‌له‌به‌ر چاوگرتنی ئه‌و ماوه‌ که‌مه‌ کورد زۆر سه‌رکه‌وتوو بوو و به‌شێوه‌یه‌کی تایبه‌ت له‌ بواری شیعردا زۆر چۆته‌ پێشه‌وه‌.

 هه‌روه‌ها دیاره‌ له‌ زۆر بواریشدا به‌ ڕاستی دواکه‌وتووین؛ مێژوو نووسین، فه‌لسه‌فه‌، بابه‌ته‌ زانستییه‌کان و ...هتد. له‌م بوارانه‌دا دواکه‌وتووین. به‌ڵام له‌ بواری شیعردا زۆر سه‌رکه‌وتوین و چه‌ند شاعیرێکشمان هه‌یه‌ له‌ ئاستی جیهاندا ناوبانگیان ده‌رکردووه‌ و باسیان له‌ سه‌ر ده‌که‌ن؛ که‌سانیکی وه‌ک شێرکۆ بێکه‌س، عه‌بدۆڵڵا په‌شێو و... دیاره‌ وه‌ختێکه‌ به‌م شێوه‌ له‌ ئارادا بن شیعره‌که‌ی شیعرێکی جیهانییه‌. سه‌ڕای ئه‌مه‌ش نابێت خۆمان به‌ زل بزانین. چوونکه‌ هێشتا زۆرمان ماوه‌ بگه‌ینه‌ ئه‌و ئاسته،‌ ته‌نانه‌ت به‌شێوه‌یه‌کی گشتی زۆرمان ماوه ‌بگه‌ینه‌ ئاستی ئه‌ده‌بیاتی وڵاتانی دراوسێمان.


پرسيار: وتارێکتان له‌ مه‌ڕ شیعر نوێ کوردی " در مسیر پست مدرنیزم"، به‌ زمانی فارسی له‌ یه‌کێ له‌ بڵاو کاراوه‌کاندا بڵاوکاندا بڵاو کردوه‌... دوای بڵاو بوونه‌وه‌ی ئه‌و وتاره‌ قسه‌و باسێکی زۆر سه‌ری هه‌ڵدا، تکایه‌ له‌م باره‌وه‌ ڕا و بۆچوونی خۆتان ده‌رببڕن؟


وه‌ڵام: پێموایه ئه‌و هه‌را و جه‌نجاڵه‌ دوای بڵاوکردنه‌وه‌ی کۆمه‌ڵی له‌ شیعره‌کانم (زڕه‌ی زه‌نجیری وشه‌ دیله‌کان)  به‌رپا بوو..

دیاره‌ من له‌ شیعره‌کانمدا ناسیۆنالیزم زۆر تۆخه‌ و زۆریش قووڵه‌ و ئه‌مه‌ش به‌ڕای تاقمێک جوان نییه‌ و ته‌نانه‌ت دژ به‌مه‌ن. که‌سێک به‌ ناوی "نادری" بۆ یه‌که‌م جار له‌م باره‌وه‌ شتی نووسی بوو و هێرشی کردبووه‌ سه‌رم و هیندێ قسه‌ی کرد بوو، که‌ به‌راستی ده‌کرێ بڵێین بێ ئه‌خلاقیشی کرد بوو.

 گوتبووی جه‌لال مه‌له‌كشا شاعیری ئێمه‌ نییه‌ و له‌زینداندا شكا و روخا و به‌ره‌ولای رژیم چوو. جا من نازانم كه‌ی شاعیری ئه‌وان بووم كه‌ ئێسته‌ شاعیری ئه‌وان نیم و نازانم روخانی من له‌ زینداندا كه‌ی بووه‌ و ئه‌م ئاغایه‌ له‌ كوێدا من ده‌ناسێت؟ سه‌ر سووڕهێنه‌رترین ‌قسه‌ی ئه‌وه‌بوو كه‌ گوتبووی جه‌لال مه‌له‌كشا ئێستا له‌ ژێر سێبه‌ری رژیمدا به‌خۆشی و كامه‌رانی ده‌ژیت. ئه‌وانه‌ی كه‌ له‌ رۆژهه‌ڵاتی كوردستاندا(به‌ تایبه‌ت شاری سنه) له‌‌گه‌ڵ ژیانی مندا ئاشنایاتیان هه‌یه‌، ده‌زانن چه‌ن له‌ كامه‌رانی و له خۆشیدا ده‌ژیم و چه‌ن له‌باری ئابوورییه‌وه‌ باودۆخم باشه!!! به دوای نووسینی ئه‌م كابرایه‌، یه‌كێكیتر به‌ ناوی"مام ئاكۆ" هێرشی كرده‌ سه‌رم. دیاره‌ له رووی نووسین و شێوه‌كاریه‌وه  هه‌ر رۆژ هێرش ده‌باته‌ سه‌ر كه‌سێك. بۆ وێنه: هێرشی بردۆته‌ سه‌ر من(جه‌لال مه‌له‌كشا)،"چاوه‌ی شیخ‌الاسلامی"، "ئیبراهیمی عه‌لیزاده"، "مه‌لا عه‌بدۆڵڵای حه‌سه‌ن زاده"، "مسته‌فا هیجری" ، "حوسێن یه‌زدانپه‌نا"و....لێره‌وه‌ ئیدی دیاره ئه‌م كابرایه‌ له‌لایه‌ن ده‌زگا ئاسایشیه‌كانه‌وه‌ راسپێردراوه، كه‌ هه‌ر رۆژ كه‌سایه‌تی هێندی كه‌س ده‌باته‌ ژێر پرسیار.

"مام ئاكۆ" شتێكی نووسی بوو و به‌توندی هێرشی كردبوو كه جه‌لالی مه‌له‌كشا... وا...وا... خه‌ریكه‌ بابه‌تگه‌لێكی ناسیۆنالیستی په‌ره‌پێده‌دات... به‌دوای ئه‌مه‌شدا حیزبی "كۆمۆنیستی كاریگه‌ری" هاتبووه مه‌یدان كه‌، به‌توندی كتێبه‌كه‌ی مه‌حكووم كردبوو و بابه‌تگه‌لی ناسیۆنالیزمی له‌ كتێبه‌دا مه‌حكوول راگه‌یاندبوو.  هه‌ر‌وه‌ها ئه‌وه‌ش بڵێم كه‌ به‌دوای ئه‌وه‌یكه‌ ئه‌و به‌راده‌رانه‌ له‌سه‌ر من نووسیان، چه‌ند بابه‌تێكیتر له‌ ماڵپه‌ڕه‌كاندا بڵاوكرایه‌وه‌ كه‌ لایه‌نگری له‌ من كرا بوو. زۆر كه‌س؛ له‌ ئه‌ڵمانیا، سوید، باشووری كوردستان، نه‌رویج‌و... به‌ نووسینی وتار و ده‌ربڕینی هه‌ڵوێستی جیاواز لای‌نگریان لێ كردبووم. ره‌نگه‌ وتاره‌كان له‌م بابه‌ته‌وه‌  ژماره‌یان گه‌یشتبێتن به‌30- 40 دانه‌ كه‌ چه‌ند دانه‌یان دژ به‌من بوون و زۆربه‌شیان له‌ پشتیوانی مندا بوون. هه‌رچه‌ند دۆستان زۆر له‌م باره‌وه‌ داكۆكیان ده‌كرد كه‌ وڵامیان بده‌مه‌و‌ه‌و بابه‌تێك بنووسم، به‌ ڵام من هه‌ر نه‌هاتمه‌ جواو و وڵامیانم نه‌دایه‌وه. چون به‌ڕاستی ئه‌وانه‌م  به‌ پیاو نه‌زانیوه‌و ناشیان زانم تاكوو وڵامیان  به‌ده‌مه‌وه‌و باسیان له‌گه‌ڵ بكه‌م.

من پێموایه‌ گه‌ر وڵامیان بد‌ه‌مه‌وه‌ و باسیان له‌  سه‌ر بكه‌م، ناوبانگ ده‌رده‌كه‌ن، كه‌وایه‌ باشتره‌ كه‌ من هه‌ر بێده‌‌گ بم. یا به‌ وته‌ی فارسه‌كان"جواب ابلهان خامووشی است".


پرسيار: دیاره‌ جنابتان رۆلێكی به‌رچاوتان له‌ ئه‌ده‌بیاتی كوردی به‌تایبه‌ت له‌ بوواری شیعرو چیرۆكداهه‌یه‌.. ئه‌وه‌ش ئاگادارن چه‌ند ساڵێكه‌ پردی په‌یوه‌ندی نێوان دوو قۆڵی هونه‌ری ئه‌ده‌بی ئه‌م دیو و ئه‌و دیو درووست بووه.. به‌ڵام له‌م نێوانه‌دا ئێوه‌مان قه‌ت نه‌دیوه‌ و ته‌نانه‌ت یادێكیشتان لێ نه‌كراوه‌، له‌ كاتێكدا یه‌كێك له‌ پێشه‌نگانی ئه‌ده‌بیاتی نوێ كوردی و ئا‌ڵا هه‌ڵگری بزاڤی ئه‌ده‌ب‌و فه‌رهه‌نگی كوردستان(به‌تایبه‌ت رۆژهه‌ڵات) ن.. هۆیه‌كه‌ی چییه‌؟

 

وه‌ڵام: ئه‌وه‌یكه‌ من له‌ بواری ئه‌ده‌بیاتی كوردیدا رۆڵێكم بووه‌ یان كاریگه‌ری‌یه‌كم دانابێت، له‌م باره‌وه‌ هیچ ئیدعایه‌كم نییه‌ و بانگه‌شه‌ی ئه‌وش ناكه‌م... ماوه‌ی چه‌ند سالێكه‌، كه‌سانێك سه‌ریان هه‌ڵداوه‌ و به‌نێوی نوێنه‌ری فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بیاتی رۆژهه‌ڵاتی كوردستان به‌ره‌و ئه‌م لاو ئه‌ولا سه‌فه‌ر ده‌كه‌ن.. به‌تایبه‌ت بۆ باشووری كوردستان و وه‌ك نوێنه‌ری شاعیران ونووسه‌رانی ئه‌م دیو له‌وێ قسه‌ده‌كه‌ن و ده‌خۆن و ده‌خه‌ون‌و... دیاره خۆ ئێمه‌ نابه‌ن بۆ ئه‌و جۆره‌ شوێنانه‌، ئه‌وانه‌ هێندێ كه‌سن كه خانزاده و خوان په‌روه‌رن، من پێموایه‌ هێندێكیشیان ڕاسته‌وخۆ رۆڵی سیخۆڕ ده‌گێرن و دوای ئه‌وه‌یكه‌ ده‌گه‌ڕنه‌وه‌ ڕاپۆرته‌كانیان‌ ئاراسته‌ی دام‌ودزگا پێوه‌ندیداره‌كان ده‌‌كن و زۆربه‌شیان به‌هیچ نازانم.. ته‌نانه‌ت به‌ قه‌ڵه‌م به‌ ده‌ستیش. هه‌ڵبه‌ت هێندێكیان"جاش قه‌ڵه‌من". دیاره‌ جاش قه‌ڵه‌مه‌كان هه‌موو ده‌یانناسن و له‌ته‌واوی سه‌فه‌ره‌كانیشدا ئاماده‌ن.

ره‌نگه‌ گه‌ر من له‌م باره‌وه‌ ئه‌وه‌ند‌ زۆر بدوێم، هێندێ كه‌س پێیان‌وابێت كه‌ من بۆ به‌شی خۆم ده‌گریم... به‌ڵێ، من بۆ به‌شی خۆم ده‌گریم، چونكه من خۆم له‌‌وان به‌شیاوتر ده‌زانم و وه‌ك شاعیرو نووسه‌رێك زۆر زۆر له‌وان به‌شه‌ره‌فترم، .. زۆر شاعیرترم، زۆر قه‌ڵه‌م خاوێنترم و زۆر بۆ كوردستان‌و شۆڕشی كورد دڵسۆزترم... و به‌و بۆنه‌وه‌ كه‌ جاش قه‌ڵه‌م و سیخۆڕ نیم له‌ هیچ‌كام له‌و سه‌فه‌ر و كۆڕانه‌دا بانگهێشتیان لێ نه‌كردووم. ته‌نیا جارێك له‌ پرۆسه‌ی هه‌فته‌ی فه‌رهه‌نگی"سنه‌ له‌ سلێمانی" دا بوو كه‌ هونه‌رمه‌ندان‌و نووسه‌رانی رۆژهه‌ڵاتی كوردستانیانیان بانگهێشت كردبوو، ناوێكیش له‌ من هاتبوو. ئاخری هه‌موویان ڕۆیشتن ته‌نیا خه‌تی سووریان به‌سه‌ر ناوی مندا هێنا. كاتێ پرسیارم كرد له‌ به‌رپرسی دایه‌ره‌ی ئیرشادی ئیسلامی پارێزگای كوردستان(له شاری سنه)، گوتی: كاكه له‌ باڵاوه‌(سه‌ره‌وه‌) راگه‌ێندراوه كه‌ جنابت نابێت بچیت. دیاره‌ بۆ ئه‌و سه‌فه‌رانه‌ من نانێرن. شیعری من ره‌نگه‌ له‌ شیعره‌ بڤه‌كان بێت و زه‌ره‌ری هه‌بێ بۆیان.. دیاره كه‌سانێك له‌و شاندو وه‌فدانه‌دا بوونیان هه‌یه‌ كه‌ دام‌ودزگاكان له‌ خۆیان رازی ده‌كه‌ن.

به‌هه‌ر حاڵ، ئه‌وه‌ چ شاعیر و نووسه‌رێكه‌ كه‌ وه‌كوو نوێنه‌ری شیعری رۆژهه‌ڵات له‌ سلێمانی و له‌ سه‌ر چنار داده‌نیشن و دوای خوێندنه‌وه‌ی شیعری"له‌تیف هه‌ڵمه ت" پێیان ده‌ڵێن کاکه‌؛ ئێوه‌ که‌ شاعیری رۆژهه‌ڵاتی کوردستانن فه‌رموون شیعری خۆتان بخوێننه‌وه‌. کابرایه‌ک به‌ نوێنه رایه‌تی له‌مانه‌وه‌ شیعرێک ده‌خوێنێته‌وه‌، ئینجا یه‌کێک له‌ ئاماده‌بووانی کۆڕه‌که‌ ده‌گه ڕ‌ێته‌وه‌ ده‌ڵێت: "کاکه‌ بریا گوت بخواردباێت و ئه‌و شیعره‌ت نه‌خوێندباێته‌وه‌" 

 ئه‌م وته‌ راسته‌ و هیچ موبالغه‌یه‌كی تیادا نییه‌، ئه‌وه‌ "عومه‌ری فارۆقی" بۆ خۆی له‌و کۆڕه دابوو و من ئه‌مه‌شم کاتی خۆی به‌ زمانی"عومه‌ری فارۆقی"یه‌وه‌ له‌ گۆڤاری"سروه‌"دا بڵاو کرده‌وه‌. ئه‌وه‌ نوێنه‌ره‌کانمان که‌ ، کابرا ده‌ڵێت بریا گوت بخواردباێت و ئه‌و کاره‌ت نه‌کردباێت.
  جگه‌ له‌مه‌ کاتێ له‌ولاوه‌ بانگهێشت ده‌کرین، ئه‌وانه‌ی وا لێره‌دا هه‌موو شتێک له‌ ژێر ده‌ستیاندایه‌ له‌ شاعیرو نووسه‌ره‌ تواناکان بانگهێشت ناکه‌ن و ئه‌ندامانی لایه‌ن و گرووپ و باندی خۆیان ده‌به‌ن و له‌م بواره شه‌وه‌ زۆرتر پێموابێ ئه‌ولا تاوانباره‌. وا نه‌بێ ئه‌وان نازانن...
 من کاتێ له‌ هه‌ولێر بووم، جارێک هه‌ر له‌م باره‌وه‌ له‌ گه‌ڵ شه‌هید " فه‌رنسۆ حه‌ریری"باسم کرد. شه‌هید فه‌ره‌نسۆ گوتی: کاک جه‌لال تۆ پێت وایه‌ ئێمه‌ ئه‌مانه‌ ناناسین و نازانین هێندێ له‌مانه‌ به‌ شێوه‌ی مۆره‌فه‌ق ده‌ستییان له‌ ناو خوێنی کورددایه‌ و خودنڤیسه‌کانیان به‌ خوێنی شه‌هیده‌کانمان پڕ بووه‌. گوتم ده‌باشه‌ ده‌یانناسن ئیتر بۆ بانگهێشتیان ده‌که‌ن. گوتی: ئاخر ئه‌مه‌ سیاسه‌ته‌!! سیاسه‌تیش ئه‌وه‌نده‌ باوک و دایکی نییه‌، هه‌رچی بێت ئه‌مانه‌ وه‌ک" پردی په‌یوه‌ندی"!!! ئه‌م دیوو ئه‌و دیون. به‌ڵێ ئه‌مه‌ وڵامه‌که‌یان بوو( پردی په‌یوه‌ندی).. تاکه‌ی ئه‌م پرده‌، په‌یوه‌ندییه‌..

وه‌ڵڵاهی ئه‌م پرده‌ قوڕ ده‌کات به‌سه‌ر فه‌رهه‌نگ و ئه‌ده‌بیاتی هه‌ر دوو لادا.


پرسيار: ئه‌ی ئه‌و چه‌ند ساڵه‌ی که‌ له‌ کوردستانی باشوردا بوویت چیت ده‌کرد..بیستوومانه‌ هه‌م له‌ گۆڤارکانی ئه‌وێ کارت کردووه‌و هه‌م بۆ خۆت سه‌رنووسه‌ری گۆڤارێکی ئه‌ده‌بی هونه‌ری به‌ نێوی" پرشنگ" بوویت. پرشنگ چۆن له‌ دایک بوو و چۆن ده‌رکه‌که‌ی داخراو ته‌مه‌نی کۆتایی پێ هات؟

 

وه‌ڵام: کاتێکه‌ به‌ پێی هۆکارگه‌لێکی تایبه‌تی خۆی چووم بۆ کوردستانی باشور، به‌ پێچه‌وانه‌ی ئه‌و شته‌ی که‌ خۆم بیرم لێ ده‌کرده‌وه‌ پێشوازی یه‌کی زۆرم لێ کرا. هه‌رگیز پێموانه‌بوو که‌سێکی گه‌وره‌ وه‌ک شه‌هید فه‌ره‌نسۆ حه‌ریری بێته‌ پێشوازی منه‌وه‌. قه‌ت پێموانه‌بوو کاک " نێچیرڤان بارزانی" بێته‌ هانای منه‌وه‌. من ئێستاش سپاسی ئه‌و به‌راده‌رانه‌ ده‌که‌م. کاتێ چوومه‌ ئه‌وێ حیزبه‌ سیاسیه‌کانی رۆژهه‌ڵاتی کوردستان زۆر کۆشایان که‌ من به‌ره‌و لای خۆیان راکێشن، ته‌نانه‌ت سکرتاریای حیزبه‌کان، واته‌ ده‌فته‌ری سیاسی حیزبه‌کان هه‌فتانه‌ بانگهێشتیان ده‌کردم و به‌رنامه‌یان داده‌نا و هه‌وڵیشیان ئه‌وه‌ بوو بچمه‌ ناو حیزبه‌که‌یان، به‌ڵام له‌ ئاکامدا من پێشنیارو... ره‌ت کرده‌وه‌ و هاتم له‌ هه‌ولێر نیشته‌جێ بووم و دوای ماوه‌یه‌ک کاک فه‌ره‌نسۆ حه‌ریری په‌یوه‌ندی گه‌لێکی بۆم رێ خست و کاک نێچیرڤان بارزانی وه‌کوو کارمه‌ندێکی پارتی مه‌عاشێکی مانگانه‌ی بۆ من دیاری کرد. من زۆر رێزم هه‌یه‌... تا ماوم سپاسی بنه‌ماڵه‌ی بارزانی ده‌که‌م. جگه‌ له‌مه‌ش له‌ رۆژنامه‌ و گۆڤاره‌کاندا سه‌رقاڵی کار کردن بووم؛ له‌ رۆژنامه‌ی" برایه‌تی" ئیستخدام کرام، له‌ گۆڤاری" رامان" ئیستخدام کرام و له‌ زۆربه‌ی گۆڤار و رۆژنامه‌کانی تردا بابه‌تم له‌ چاپ ده‌دا و په‌یوه‌ندی یه‌کی پته‌ویشم له‌ گه‌ڵ شاعر و نووسه‌ره‌ گه‌وره‌کانی باشوری کوردستاندا هه‌بوو. وه‌ک: خوالێخۆش بوو مه‌رحومی شوکر مسته‌فا، شه‌هید مه‌هدی خۆشناو، که‌ریم ده‌شتی، مامۆستا شێرکۆ بێکه‌س، سه‌عددۆڵڵا په‌رۆش، مه‌حموود زامدار، هاشم سه‌راج و... ته‌نانه‌ت له‌ چه‌ند سه‌فه‌رێکدا که‌ بۆ به‌غدا هه‌مبوو له‌ گه‌ڵ بنه‌ماڵه‌ی به‌رێزی"مه‌لا عه‌بدولكه‌ریمی  موده‌ریسدا" ئاشنا بووم. له‌ گه‌ڵ مامۆستای گه‌وره‌، شیخ عه‌بدولكه‌ریمی موده‌ریسدا چاوپێکه‌وتن و وتوێژم هه‌بووه‌.. دوو سێ شه‌و میوانی کاک مه‌حه‌مه‌دی مه‌لاکه‌ریم بووم و...

به‌ هه‌ر حاڵ، له‌ هه‌ولێریش دوای ماوه‌یه‌ک بڕیارمان دا گۆڤارێک بڵاو بکه‌ینه‌وه‌، کاک" حسه‌ینی یه‌زدانپه‌نا" وه‌کوو خاوه‌ن ئیمتیازی ئیمکاناتی دابین کرد.. به‌ ڕاستی من بۆ خۆم به‌ ته‌نیا.. وه‌کوو خۆمان ده‌ڵێین به‌ ته‌نیا باڵی، ده‌ستم پێکرد و توانیم 5_ 6 ژماره‌ بچمه‌ پێشه‌وه‌ و ئیتر دوای ئه‌وه‌.. ده‌ڵێم به‌ داخه‌وه‌... به‌ داخه‌وه‌... به‌ره‌و رۆژهه‌ڵاتی کوردستان گه‌ڕامه‌وه‌. هۆی گه‌ڕانه‌وه‌که‌شم به‌ره‌و رۆژ هه‌ڵات نه‌خۆشی بوو.  من نه‌خۆشی دڵم بوو و نه‌مده‌توانی له‌وێ به‌ ته‌نیایی بژیم و ژیان به‌رمه‌سه‌ر، ئه‌وه‌ بوو که‌ ئه‌و ژیانه‌ ئاسووده‌م به‌ جێ هێشت و گه‌ڕاومه‌وه‌ بۆ ناو ئاگره‌که‌.


پرسيار: له‌ باره‌ی شاعران و نووسه‌ررانی باشووری کوردستانه‌وه‌ قسه‌مان بۆ بکه‌... چۆنن، چین، له‌ چ ئاستێکدان... یان به‌ گشتی چۆنیان ده‌بینیت؟


وه‌ڵام: وه‌‌ڵلاهی به‌ گشتی ئه‌ده‌بیات له‌ باشووری کوردستان به‌رده‌وام له‌ گه‌شه‌ کردندایه‌
و زۆریش گه‌شه‌ی سه‌ندووه‌. به‌تایبه‌ت له‌ ماوه‌ی ئه‌م 12-13 ساڵه‌ی رابردوودا که‌ کورد ده‌سته‌ڵاتی گرت به‌ ده‌سه‌ته‌وه‌ و ئه‌و هه‌موو گۆڤار و بڵاوکراوه‌ و رۆژنامه‌ که‌ ده‌رده‌چن دیاره‌ شیعر و چیرۆکیش له‌ لایا‌ندا له‌ چاپ ده‌درێن، هه‌روه‌ها کتێب چاپ ده‌بێت "سانسۆر نییه‌" هه‌موو که‌سێک هه‌ر چی دڵی ده‌خوازێت ده‌توانێت له‌ چاپی بدات. هه‌ر چه‌ند خاڵی نیگه‌تیڤی تێدایه‌، به‌ڵام لایه‌نه‌ پۆزه‌تیڤه‌کانی زۆرتره‌... به‌و بۆنه‌یه‌وه‌... دیاره‌ ئه‌ده‌بیاتیش گه‌شه‌ و به‌رز بوونه‌وه‌ی باشی هه‌بووه‌.

 له‌ بواری شیعردا له‌ ئاستێکی باڵادان، هه‌رچه‌نده‌ شه‌پۆلی پۆست مۆدێڕنیزم به‌وێش گه‌یشتووه‌ و وه‌کوو خۆره‌ خه‌ریکه‌ له‌ ناوه‌وه‌ په‌یکه‌ره‌ی ئه‌ده‌بیاتیان وڵۆ ده‌کات. پڕۆسه‌ گه‌لێک سه‌ریان هه‌ڵداوه‌ و له‌م پێناوه‌دا که‌سانێک بانگه‌شه‌ی رۆشنبیری ده‌که‌ن و پێیان وایه‌ سه‌رده‌می شیعری به‌رخۆدان ته‌واو بووه‌، پێیان وایه‌ ئیدی پێشمه‌رگه‌ و شۆڕش بایه‌خی نه‌ماوه‌ و ده‌بێت به‌ جۆرێکیتر بدوێن، به‌ جۆرێکیتر قسه‌ بکه‌ین و به‌ جۆرێکیتریش بنووسین.  به‌ له‌به‌ر چاو گرتنی هه‌موو ئه‌مانه‌ ئه‌ده‌بیاتی راسته‌قینه‌ به‌ ڕێگه‌ی خۆیدا ده‌چێت به‌رده‌وام له‌ گه‌شه‌ سه‌ندندایه‌.


پرسيار: مامۆستا پێمان خۆشه‌ به ئاماژه‌ به‌و بارودۆخه‌ی که‌ کورد له‌ ماوه‌ی ئه‌م چه‌ند ساڵه‌دا تێپه‌ڕاندووه‌، هه‌ڵسه‌نگاندنێکت هه‌بێ له‌ نێوان چوارپارچه‌ی کوردستاندا و کاری فه‌رهه‌نگی و ...چۆن ده‌چێته‌ پێشه‌وه‌ و چ گرێ و کۆسپێک له‌م باره‌وه‌ هه‌یه‌ و له‌ قۆناغێکی سه‌رتردا گه‌ر سه‌یری کورده‌کانی هه‌نده‌ران بکه‌ین و... کاره‌کانی ئه‌وان چۆن ده‌بینیت؟


وه‌ڵام: دیاره‌ ئه‌و 12-13 ساڵه‌ی که‌ ده‌سه‌ڵات له‌ باشووری کوردستان به‌ ده‌ستی کورده‌وه‌ بووه‌، سه‌ره‌ڕای ئه‌وه‌یکه‌ که‌م و کۆڕی و کێشه‌ زۆر بوو، هه‌ر چه‌ن گه‌مارۆی ئابووری زۆر بوو، به‌ڵام چون کورد به‌ سه‌ر ناوچه‌ و کۆمه‌ڵگای خۆیدا ده‌سه‌ڵاتی بووه‌، له‌ باری  ئابووریشه‌وه‌ په‌ره‌ی سه‌ندووه‌ و دیاره‌ په‌ره‌ سه‌ندن له‌ بواری  ئابوورییه‌وه‌ یارمه‌تی بواری فه‌رهه‌نگیش ئه‌دات. ئێستا باشووری كوردستان مه‌كۆێكه‌ بۆ كورده‌كانی پارچه‌كانیتری كوردستان؛ تورکیا، سوریا و ئێران. من کاتێک له‌ هه‌ولێر بووم له‌گه‌ڵ زۆر که‌س ئاشنا بووم له‌ باکوور، رۆژئاوا و رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌ وه ده‌هاتن، ته‌نانه‌ت له‌ کۆماره‌کانی شه‌وره‌وه‌ی پێشوه‌وه‌ ده‌هاتن و به‌ حه‌سره‌ت و خۆشیه‌وه‌ سه‌یری ئه‌و بارودۆخه‌یان ده‌کرد. هه‌رواکه‌ گوتم باشووری کوردستان، مه‌کۆیه‌ و بۆ وێنه‌ یان ئه‌گه‌ر له‌ رۆژهه‌ڵاتی کوردستان بواری  گه‌شه‌ و نه‌شه‌ی بابه‌ته‌ فه‌رهه‌نگی و ئه‌ده‌بییه‌کان نه‌بێت، ئه‌و مه‌کۆیه‌ له‌ باشووری کوردستان ئاماده‌یه‌ کار له‌و پێناوه‌دا بکات. گۆڤار و رۆژنامه‌ی جۆراجۆر هه‌یه‌ که‌ درگای هه‌موویان ئاوه‌ڵایه‌ بۆ وه‌رگرتنی به‌رهه‌می قه‌ڵه‌م به‌ده‌ستانی چوارپارچه‌ی کوردستان و به‌ خۆشییه‌وه‌ ئه‌و کاره‌ش ده‌کرێت. به‌هه‌رحاڵ ئه‌مه له‌‌لایه‌ک، له‌‌لا‌یه‌کی تره‌وه‌ شۆڕش، زه‌بر و زه‌نگی رژیمه‌کان له‌ سه‌ر کورد، راودوونان، به‌ زۆر کۆچ پیکردن، تاراوگه‌ و‌ راکردن ، به‌ره‌و‌ بیانی چوون و په‌نا بردن بۆ وڵاته‌ ئه‌ورووپاییه‌کان له‌ بوونی خۆیدا شتێکی پۆزتیڤ بووه‌، واته‌ زۆر یارمه‌رتی بردنه‌ سه‌ری مه‌عریفه‌ و ئاستی خوێندنه‌وه‌ و ئاگادار بوونه‌وه‌ و شارستانیه‌تی کوردی داوه‌.

 ئه‌ده‌بیات و فه‌رهه‌نگی کورد دیاره‌ (ئه‌ڵبه‌ت ئه‌مه‌ ته‌نیا تایبه‌ت به‌ کوردستان نییه‌) هه‌ر که‌س له‌ شوێنی ژیانی خۆی جیا ببێته‌وه‌ و دوور بکه‌وێته‌وه‌ هێندێ تایبه‌تمه‌ندی له‌ ده‌ست ده‌دات. واته‌ به‌و شێوه‌ی که‌ له‌ جێگه‌ی تایبه‌تی خۆیدا به‌رز ده‌بێته‌وه‌، ناتوانێت له‌ شوێنێکیتر به‌و شێوه‌ بڕواته‌ پێشه‌وه‌.

جۆره‌ ئه‌ده‌بیاتێک هه‌یه‌، ئه‌ده‌بیاتی"هیجره‌ت"ی پێ ده‌ڵێن کاتێ تۆ سه‌رنجی ده‌ده‌یت، ده‌بینی زۆربه‌یان دوورن، فه‌رهه‌نگه‌که‌ی خه‌ریکه‌ دوور ده‌که‌وێته‌وه‌، ده‌بێته‌ جۆره‌ فه‌رهه‌نگێکی"التقادی"، پڕه‌ له‌ ده‌رد و ئاواره‌ بوون، به‌ڵام ئه‌و جۆره‌ شتانه‌ شێوه‌یه‌ک له‌ جیاوازی فه‌رهه‌نگیشی تێادا به‌دی ده‌کرێت.

به‌ هه‌ر حاڵ ئه‌م بارو دۆخه‌ی ئێستای باشووری کوردستان بۆته‌ هۆی گه‌شه‌پێدان و به‌رزکردنه‌وه‌ی فه‌رهه رنگی هه‌موو پارچه‌کانی تری کوردستان و بێ گومان باشتریش ده‌بێت.


پرسيار: وه‌ک‌ دوایین پرسیار  ئه‌رکی رووناکبیر له‌ هه‌مبه‌ر ده سه لات چییه‌؟


وه‌ڵام: رووناکبیر له‌ به‌رنبه‌ر هیچ حکومه‌تێکدا بێ ده‌نگ نامێنێ. هه‌ڵوێستی تایبه‌ت به‌ خۆی هه‌یه‌، واته‌ هه‌میشه‌ و به‌ به‌رده‌وام رووناکبیر له‌ هه‌مبه‌ر هه‌ر حکومه‌ت و ده‌سه‌ڵاتێکدا رۆڵێکی ره‌خنه‌گرانه‌ی هه‌یه.. بێ ده‌نگی رووناکبیر، واته‌ ته‌سلیم و خۆ به‌ده‌سته‌وه‌دان. حکومه‌ت و ده‌سه‌ڵاتیش فه‌رقی هه‌یه‌، ره‌نگه‌ حکومه‌تێکی دیکتاتۆر و زاڵم و سته‌مکار و‌ دژی خه‌ڵک بێ، رووناکبیر له‌ به‌رامبه‌ر به‌ وه‌ها حکومه‌تێکدا رۆڵێکی دیاری کراوی هه‌یه‌، لێره‌دا ئه‌رکی رووناکبیر رابوون و راسان و به‌ربه‌رکانیه‌ و له‌ راستیدا خه‌بات وبه‌رخۆدانه‌... ئه‌رکی ئه‌سڵی رووناکبیر جه‌نگی قه‌ڵه‌مه‌... له‌ واقیعدا رووناکبیر له‌ مه‌ڕ وهاسیسته‌مێکدا له‌ دوو مه‌ته‌رێزدا راده‌وه‌ستێ، سه‌نگه‌ری قه‌ڵه‌م و سه‌نگه‌ری "...." ئیتر ئه‌و‌ رووناکبیره‌که‌یه‌ که‌بڕیار ده‌دا و سه‌نگه‌ره‌که‌ی هه‌ڵده‌بژێرێ،...به‌ڵام به‌هه‌ر حاڵ راوه‌‌ستان و به‌رخۆدانی قه‌ڵه می له‌ هه‌نگاوه‌ سه‌ره‌تاییه‌کانییه‌و.....


پرسيار: ئه‌ی ئه‌گه‌ر حکومه‌ته‌که‌ی دیمۆکراتیک بێت چی؟


وه‌ڵام: به‌ هه‌ر حاڵ هه‌روا که‌ عه‌رزم کردی رووناکبیر له‌ هه‌ر کۆمه‌ڵگه‌یه‌کدا نه‌خش و رۆڵی ره‌خنه‌گری هه‌یه‌. هیچ کۆمه‌ڵگه‌یه‌کیش ته‌واوو بێ عه‌یب و نه‌قس نییه‌ و دیاره‌ هیچ حکوومه‌تێکیش حکومه‌تێکی به‌ته‌واوی خه‌ڵکی نییه‌ و هه‌موو سیاسه‌ته‌کانی له‌ راست و له‌ خزمه‌تی خه‌ڵکدانییه‌، که‌واته‌، جه‌ماوه‌ری خه‌ڵک به‌ ته‌واوی هه‌موو سیاسه‌ته‌کانی ئه‌و حکومه‌ته‌یان په‌سند نیه‌، لێردایه‌ که‌ دیسان ئه‌رکی رووناکبیره ‌که‌ به‌ زمان و به‌ قه‌ڵه‌م ناڕاستییه‌کان راست ده‌کاته‌وه‌ و سیاسه‌ته‌ چه‌وته‌کان بخاته‌ به‌رچاوی خه‌ڵکی.
مامۆستا زۆر سپاس بۆ به‌شداریتان له‌م وتوێژه‌دا.

ئه‌منیش سپاستان ده‌كم، هیوادارم سه‌ركه‌وتووبن

 

**جادووجه‌نبه‌ل: سیحرو سیحربازی

+ نویسنده: سامال ساعت: 19:16
اینجا خیابان ششم بهمن سنندج است
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386
دوستان عزیز

می خواهم یه چند روزی در مورد ششم بهمن سنندج بنویسم

هر کسی هر نظری داره برام بنویسه .فعلا مشغوله گرفتن عکس می باشم

منتظر نظرات شما هستم.

+ نویسنده: سامال ساعت: 18:27
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386

 

+ نویسنده: سامال ساعت: 17:1